کنترل ریسک و مديريت سرمايه گذاري

مديريت سرمايه گذاري

مقدمه

برخي از افراد حاضر در يک اقتصاد، در مقايسه با مصرف خود در زمان حال درآمد بيشتري دارند. افراد ديگري مانند بازنشستگان ، بيشتر از درآمد خود مصرف ميکنند. سوالي که پيش ميآيد اين است که آيا راهي وجود دارد که بتوان قدرت خريد خود را از دوره هاي با درآمد بالا به دوره هاي با درآمد پايين منتقل کرد؟ به عبارتي ديگر، آيا ميتوان مصرف را به آينده منتقل کرد و در عين حال ارزش پول خود را طي زمان حفظ کرد؟
راه کار اين مسئله ، سرمايه گذاري است . در واقع ، در دوره هاي با درآمد بالا ميتوان مازاد درآمد بر مصرف را سرمايه – گذاري کرد و در دوره هاي با درآمد پايين اين دارايي ها را فروخت و بدين ترتيب ، وجوه لازم براي نيازهاي مصرفي خود را تامين نمود. با انجام اين کار ميتوان مصرف را در طول عمر خود جابه جا کرد و بدين ترتيب مصرف را به دوره هايي تخصيص داد که بيشترين رضايت حاصل شود.

تعريف سرمايه گذاري

 

سرمايه گذاري عبارت است از تعهد جاري پول يا ساير منابع به اميد کسب منافعي در آينده . به عبارت ديگر، سرمايه گذاري عبارت است از به تعويق انداختن مصرف فعلي به اميد کسب منافع آتي . سرمايه گذاري معمولا با ريسک همراه است . سرمايه گذار در حال حاضر ، ارزش مشخصي را فدا مي کند تا در قبال آن در آينده ارزش خاصي که مورد نظرش است بدست آورد؛ سرمايه گذاران مختلف دوره هاي مختلفي را براي سرمايه گذاري هاي خود انتخاب ميکنند. برخي به صورت کوتاه مدت و برخي به صورت بلندمدت سرمايه گذاري ميکنند. انتظاراتي که در رابطه با بازده حاصل از سرمايه گذاري وجود دارد بايد در حدي باشد که ريسک را پوشش دهد و تناسبي منطقي بين ريسک و بازده وجود داشته باشد. در سرمايه گذاري بايد به ارزش زماني پول نيز توجه داشت . براي نمونه ، يک فرد ممکن است با اين پيش بيني اقدام به خريد سهام نمايد که عوايد حاصل از سهام ، زمان و ريسک سرمايه – گذاري را توجيه کند.

دارايي هاي واقعي و دارايي هاي مالي

اشخاص براي سرمايه گذاري هاي خود گزينه هاي مختلفي پيش رو دارند. آنها ميتوانند در داريي هاي واقعي يا در دارايي هاي مالي سرمايه گذاري نمايند.

زمين ، ساختمان و ماشين آلات نمونه هايي از دارايي هاي واقعي هستند. بيشتر دارايي هاي واقعي عمر محدودي دارند ولي زمين يک دارايي واقعي است که داراي عمر نامحدودي ميباشد. از دارايي هاي واقعي براي توليد کالاها و خدمات استفاده ميشود. گفته ميشود ثروت مادي يک جامعه را نهايتا ظرفيت توليدي اقتصادي آن جامعه يعني کالاها و خدمات توليدي اعضاي آن جامعه تعيين ميکند. اين ظرفيت تابعي از دارايي هاي واقعي اقتصاد است .
در مقابل دارايي هاي واقعي ، دارايي هاي مالي قرار دارند. اوراق بهادار اعم از اوراق بهادار از نوع بدهي ، مثل اوراق مشارکت ، و اوراق بهادار از نوع سرمايه اي، مثل سهام عادي ، جزء دارايي هاي مالي محسوب ميشوند. اوراق بهادار چيزي بيش از يک برگ کاغذ يا شبيه آن نيستند و برخلاف دارايي هاي واقعي به طور مستقيم در ظرفيت توليدي اقتصاد مشارکت نمي کنند. در عوض ، اين دارايي ها ابزارهايي در اقتصادهاي توسعه يافته هستند که افراد با استفاده از آنها ادعاهايي بر روي دارايي هاي واقعي ايجاد ميکنند. دارايي هاي مالي ، ادعاهايي بر درآمد ايجادشده توسط دارايي هاي واقعي يا ادعاهايي بر درآمد حاصل از مالکيت هستند. اگر خودمان نمي توانيم مالک يک کارخانه باشيم ، ميتوانيم با خريد سهام آن شرکت در درآمد حاصل از محصولات آن سهيم شويم .
دارايي هاي واقعي ، ارزش يک اقتصاد را تعيين ميکنند؛ درحالي که دارايي هاي مالي صرفا بيانگر ادعاهايي روي دارايي هاي واقعي هستند. درهرحال ، دارايي هاي مالي و بازارهايي که اين دارايي ها در آن معامله مي شوند، نقشي تعيين کننده در اقتصادهاي توسعه يافته ايفا ميکنند. دارايي هاي مالي به ما اجازه ميدهند تا به طور کامل از دارايي هاي واقعي اقتصاد استفاده کنيم .

روش هاي سرمايه گذاري در دارايي هاي مالي (اوراق بهادار)

سرمايه گذاري در اوراق بهادار ميتواند به صورت مستقيم يا به صورت غيرمستقيم انجام پذيرد. هر سرمايه گذار مي- تواند به خريد مستقيم اوراق بهادار مختلفي ، اقدام نمايد. همچنين ميتواند از طريق واسطه هاي مالي (صندوق هاي سرمايه گذاري ) سرمايه گذاري نمايد.
برخي از ابزارهاي سرمايه گذاري مستقيم ، قايل معامله و برخي غيرقابل معامله ميباشند. اوراق بهادار قابل معامله در سه دسته اوراق بهادار بازار پول ، اوراق بهادار بازار سرمايه و اوراق مشتقه قرار ميگيرند. اوراق بهادار بازار پول داراي نقدشوندگي بالا و ريسک پذيري کمي هستند و به وسيله دولت ها، موسسات مالي و شرکت ها به سرمايه – گذاران فروخته ميشود. ويژگي مهم اين اوراق ، سررسيددار بودن آنهاست . حجم معاملات آنها بالا و سررسيد آنها از يک روز تا يک سال است . سرمايه گذاران عمدتا به طور مستقيم در اين اوراق سرمايه گذاري ميکنند ولي در برخي موارد به طور غيرمستقيم و از طريق صندوق هاي سرمايه گذاري اين کار انجام ميشود. مشارکت کنندگان در بازار، که دارنده حق مالي صادر شده به واسطه واسطه هاي مالي هستند، در واقع سرمايه گذاري غير مستقيم کردهاند.
اوراق بهادار بازار سرمايه در مقايسه با اوراق بهادار بازار پول از درجه نقدشوندگي پايين تري برخوردار بوده و عمدتا فاقد سررسيد بوده و يا سررسيد آنها بيش از يک سال ميباشد. ريسک و بازده اين اوراق نسبت به ابزارهاي بازار پول در حد بالاتري است .
اوراق مشتقه اوراق بهادار هستند که ارزش آنها ناشي از اوراق بهادار معيني است . دو نوع از مهمترين اين اوراق قراردهاي آتي و اختيار معامله ميباشد.

 

نقش اطلاعاتي بازارهاي مالي

 

در سيستم سرمايه داري ، بازارهاي مالي نقشي اساسي در تخصيص منابع سرمايه اي ايفا ميکنند. سرمايه گذاران بازار سهام دراين باره تصميم ميگيرند که چه شرکت هايي به فعاليت خود ادامه خواهند داد و چه شرکت هايي به اين مهم دست نخواهند يافت و از بين خواهند رفت . اگر يک شرکت سهامي چشم انداز خوبي از لحاظ سودآوري آتي داشته باشد، سرمايه گذاران قيمت سهام آن شرکت را بالا خواهند برد. مديريت شرکت متوجه ميشود که انتشار سهام جديد يا استقراض وجوه براي تامين مالي تحقيق و توسعه ، ساخت تسهيلات توليدي جديد و توسعه عمليات شرکت آسان است . براي نمونه ، اگر قيمت سهام شرکتي افزايش يابد، اين شرکت قادر ميشود بسياري از کسب وکارهاي جديد را توسعه دهد. از سوي ديگر، اگر چشم اندازهاي شرکت ضعيف به نظر برسد، سرمايه گذاران قيمت سهام شرکت را پايين خواهند آورد. در اين صورت ، شرکت ممکن است اندازه خود را کاهش دهد و حتي ممکن است در نهايت از بين برود.

 

ريسک

 

 

ريسک يک سرمايه گذاري عبارت است از تغيير احتمالي بازده آتي ناشي از آن سرمايه گذاري. و يا

«ريسک عبارت است از احتمال تغيير در مزايا و منافع پيش بيني شده براي يک تصميم ، يک واقعه و يا يک حالت در آينده».  به عبارت سادهتر ريسک احتمال انحراف بازدهي واقعي سرمايه گذاري از بازده مورد انتظار ميباشد.

تعاريف فوق مبتني بر جنبه هاي منفي واژه ريسک است اما خود واژه ريسک حامل مفهومي از فرصت نيز هست . به بيان روشن تر، اخذ ريسک بيشتر مستلزم وجود بازده انتظاري (و نه لزوما واقعي) بالاتر است . سرمايه گذاري در اوراق مشارکت و انواع اوراق قرضه دولتي يا سپرده گذاري در بانک ها به سرمايه گذاري ريسک صفر اطلاق ميشود که داراي سود و يا بازده ثابت و از قبل تعريف شده ميباشند.

منابع ريسک

سرمايه گذاري در اوراق بهادار ميتواند به دلايل مختلفي دچار ريسک شود و بازده مورد انتظار

سرمايه گذار مطابق با بازده تحقق يافته نباشد. عمده ترين منابع ايجاد کننده ريسک عبارتند از:

١-  ريسک مالي

 ريسک مالي ناشي از بکارگيري بدهي در شرکت است . شرکتي که ميزان بدهي آن بيشتر باشد ريسک مالي آن افزايش مي يابد. ريسک مالي شامل مفهوم اهرم مالي است .

٢- ريسک نوسان نرخ بهره 

ريسک نرخ بهره بعنوان تغييرپذيري بالقوه در بازده که ناشي از تغييرات نرخ بهره بازار است تعريف ميشود. ارزش هر سرمايه گذاري به ميزان سود و عايدات آن و همچنين نرخي که براي محاسبه ارزش فعلي آن بکار ميبريم بستگي دارد. يکي از عوامل تعيين کننده نرخ تنزيل ، نرخ بهره

است که اگر هزينه بهره افزايش يابد به تبع آن نرخ تنزيل نيز افزايش مييابد و در نتيجه ارزش فعلي

سرمايه گذاري کاهش مي يابد. قيمت اوراق بهادار رابطه معکوسي با نرخ بهره دارد.

٣- ريسک تورم 

ريسک تورم به عدم اطمينان نسبت به سطح نرخ تورم در سالهاي آينده اطلاق ميگردد.

ريسک تورم به عبارت ديگر به انحراف نرخ تورم واقعي و تورم  مورد انتظار بستگي دارد. سرمايه گذاران قبل از اقدام به سرمايه گذاري نرخ تورم در آينده را پيش بيني ميکنند و آن را به نرخ بازده مورد توقع خود اضافه ميکنند، در نتيجه در موقع ارزيابي عايدات آتي سرمايه گذاري آن را با يک نرخ تنزيل به ارزش فعلي سرمايه گذاري تبديل ميکنند. افزايش در نزخ تنزيل باعث کاهش ارزش فعلي ميگردد. اگر نرخ تورم واقعي بيشتر از نرخ تورم مورد انتظار باشد نرخ بازده واقعي که به سرمايه گذاران بدست مي آورند از نرخ بازده مورد انتظار آنها کمتر خواهد بود. اقتصاددانان نرخ

۱ – Financial Risk

۲ – Interest Rate Risk

۳ – Inflation Risk

تورم را از طريق شاخص قيمت محاسبه ميکنند و شاخص قيمت کالاي مصرفي بهترين وسيله براي تعيين نرخ تورم است .

٤-  ريسک کشور

ريسک کشور يا ريسک سياسي به ثبات يک کشور از ابعاد اقتصادي و سياسي مربوط ميشود.

اين نوع ريسک در کشورهايي که از ثبات سياسي و اقتصادي بالايي برخوردارند، پائين است .

٥-  ريسک بازار

عبارت است تغيير در بازده که ناشي از نوسانات کلي بازار است . همه انواع اوراق بهادار در معرض ريسک بازار هستند. اين ريسک مي تواند ناشي از عوامل متعددي از قبيل رکود، تحريم ، جنگ ، تغييرات ساختاري در اقتصاد و تغيير در ترجيحات مشتريان باشد.

٦-  ريسک تجاري

به آن ريسک صنعت نيز گويند. ريسک ناشي از انجام تجارت و کسب و کار در يک صنعت يا محيط خاص را ريسک تجاري گويند.

٧-  ريسک نقدينگي

اين ريسک مربوط به بازار ثانويه اوراق بهادار است . آن دسته از سرمايه گذاريهايي که خريد و فروش آن به آساني صورت گيرد و هزينه مبادله آن بالا نباشد از نقدينگي بالايي برخوردار است . هر چه عدم اطميناني در خصوص عامل زمان و ابهام قيمتي بالا باشد ميزان ريسک نقدينگي نيز افزايش مي يابد.

در اين حالت اوراق بهادار به سختي خريد و فروش شده و هزينه هاي مبادله و فاصله قيمت پيشنهادي خريدار و فروشنده بالاست .

۱ – Country (Political) Risk

۲ – Market Risk

۳ – Business (Industrial) Risk

۴ – Liquidity Risk

٨– ريسک نرخ ارز

به آن ريسک ارزهاي خارجي نيز گويند. امروزه سرمايه گذاريها در سطح بين المللي صورت مي – گيرد. از سويي ديگر شرکت ها مواد اوليه خود را از خارج کشور تامين و محصولاتشان را به خارج از کشور صادر ميکنند. تغييرات نرخ برابري ارزها با يکديگر منجر به تغيير در بازده سرمايه گذاريها و درآمدهاي مورد انتظار شده و عاملي براي ايجاد ريسک مي باشد.

ريسک هاي اوراق بهادار صرفا ناشي از موارد فوق الذکر نمي باشد. تغييرات محيط و شرايط اقتصادي مي تواند علاوه بر موارد بالا منابع ديگري را به عنوان منبع ريسک ايجاد نمايد که به تناسب محيط فعاليت شرکت ها مورد بررسي قرار ميگيرند. به عنوان مثال ريسک تروريسم بعد از وقايع يازده سپتامبر داراي جايگاهي ويژه در محاسبات بازارهاي مالي امريکا و برخي از کشورهاي ديگر مي باشد. همچنين در طي پنج سال منتهي به ٢٠١٥ با آغاز انقلابها و جنگ ها .داخلي ريسک کشور در خاورميانه بسيار بالا ميباشد در حالي که اين ريسک در طي همين دوره زماني در کشورهاي عضو اتحاديه اروپا بسيار پايين ارزيابي ميگردد؛از اين رو با توجه به شرايط زماني و مکاني بايد منابع ريسک را ارزيابي نمود.