بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

چکیده:

استراتژی مورد نظر با استفاده از روند معاملاتی، ورود و خروج از پوزیشن را بررسی می‌کند. همچنین پولبک، شکست روند ، الگوهای کانال و الگوهای سقف و کف به شما کمک می‌کند تا پوزیشن مناسب را با در نظر گرفتن حد ضرر (SL) انتخاب کنید.

استراتژی روند معاملاتی

اولین چیزی که قرار است به شما آموزش دهم، بسیار ساده است، استراتژی معاملاتی روزانه با حداکثر سود می‌باشد. از سال 2007 از استراتژی معاملاتی روند استفاده می‌کنم و هنوز هم امروزه کاربرد دارد. سعی دارم مختصر و مستقیم به این نکته اشاره کنم.

یک جفت ارز یا یک سهام که در حال افزایش یا کاهش را پیدا کنید.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

سهام‌های مختلف را بررسی کنید تا سهمی که جهت روند قابل توجهی داشته باشد را بیابید. بایستی جهت روند به سادگی مشخص باشد. ساده‌تر این است که ببینیم بیشتر این استراتژی چگونه کار می‌کند.

وارد سیستم کارگزاری خود شوید و به سهم‌ها نگاه کنید که در حال حرکت هستند. تایم فریم خود را روی یک ساعت قرار دهید ، چارت را بزرگتر و درشت‌تر کنید و هر روند را مشخص نمایید. وقتی روند را مشخص کردید، تایم فریم را کوچکتر انتخاب کنید مثل چارت 5 دقیقه‌ای.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

سهام‌ها را  بررسی کنید تا ببینید آیا الگویی که برای شما آشناست وجود دارد؟ مانند  این تصویر شما می‌توانید یک الگوی شکستن ساده را مشاهده کنید.

منتظر پولبک در جهت مخالف روند می‌مانیم

استراتژی کلیدی برای ورود به معامله، تایم فریم کوتاه‌تر را انتخاب می‌کنیم و منتظر سهم می‌مانیم تا در جهت مخالف روند حرکت کند. برای مثال اگر نموداری با تایم فریم یک ساعته را رصد می‌کنید، تایم فریم آن را کوتاه‌تر و به 5 دقیقه تغییر دهید . منتظر پولبک باشید.

وقتی شما یک روند صعودی پیدا کردید، نیاز به ابزاری دارید تا کمی به سمت پایین حرکت کند. اگر روند نزولی پیدا کردید، نیاز به ابزاری دارید تا کمی به سمت بالا حرکت کند. این کار را برای کاهش ریسک و افزایش نسبت سود به ریسک انجام می دهید.

اکثر سهام‌ها به صورت موج حرکت می‌کنند، به منظور این که شانس موفقیت خود را به شدت افزایش دهید، بایستی یک روند پیدا کنید و زمانی که پولبک صورت گرفت و متوقف شد، در اسرع وقت وارد بازار می‌شوید.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

بهترین مکان خرید، جایی است که روند صعودی است و دوره کوتاهی برای کسب سود وجود دارد بدین معنی که مردم در حال فروش هستند. روشی است که می‌توانید از موج بزرگ، ریسک کمتر و سود بیشتر را به دست آورید.

مهم: از حد ضرر (SL) جهت کنترل ریسک استفاده کنید.

90% معامله‌گران موقعیت را از دست می‌دهند زیرا آنها نمی‌توانند ضررهای خود را کنترل کنند. معامله‌گران به ضرر کردن خود ادامه می‌دهند و تمام سرمایه خود را از دست می‌دهند. تمام معامله‌گران حرفه‌ای به این مشکل روحی و روانی آگاه هستند و همیشه جلوی باخت خود را در همان ابتدا می‌بندند و به برنده‌شدن خود ادامه می‌دهند.

قبل از این که وارد معامله شوید بایستی بدانید در کجا با ضرر خارج خواهید شد. ضرر کردن یک امر عادی است ، تنها ترفند این است که به محض اینکه معامله به راه خود ادامه نداد، سریع پوزیشن را ببندید.

بهترین روش برای این که در کجا از معامله خارج می‌شوید ، زمانی که قصد خرید دارید حد ضرر (SL) را زیر حداقل قیمت (Low) شمع قبلی قرار دهید و اگر قصد فروش دارید در بالای حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار دهید.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

در بازار معاملاتی بالا، مشاهده می‌کنیم که یک روند نزولی در حال روی دادن است. فلش قرمز رنگ موقعیت خوبی را برای فروش پیشنهاد می‌دهد. در این مورد حد ضرر (SL) را می‌توان کمی بالاتر از حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار داد (خط قرمز در عکس). این مورد ریسک خیلی کمی به همراه دارد اما همان طور که در نمودار می‌بینید، می‌توان به سود زیادی دست یافت.

زمانی که روند شکسته می شود بفروشید

روندها زمانی می‌توانند سودآور باشند که سود خود را حفظ کنید، بنابراین بایستی بدانید چه زمانی از معامله خارج شوید. برای این که بفهمید چه زمانی از روند خارج شوید ، به روند با دقت نگاه کنید و اگر شکسته شدن روند را دیدید فورا از معامله خارج شوید.

زمانی که روند شکسته می‌شود چگونه مشخص می‌شود؟

قانون کلی در مورد شکسته شدن روند زمانی روی می‌دهد که حداکثر قیمت “High” شمع جدید پایین‌تر از حداکثر قیمت “High” شمع قبلی در روند صعودی قرار گیرد و حداقل قیمت “Low” شمع بعدی بالاتر از حداقل قیمت Low”” شمع قبلی در روند نزولی باشد. مثال مشابه دیگری را مشاهده کنید:

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

اگر حداقل قیمت Low”” شمع جدید بالاتر از حداقل قیمت شمع قبلی باشد روند شکسته می‌شود. زمانی که قیمت به به حداکثر قیمت “High” شمع قبلی برمی گردد از معامله خارج می‌شوید. همچنین در روند صعودی زمانی روند شکسته می‌شود که حداکثر قیمت “High” شمع جدید پایین‌تر از حداکثر “High” شمع قبلی است و زمانی از معامله خارج می‌شوید که قیمت به حداقل “Low” شمع قبلی رسیده باشد.

یک مطالب جالب دیگر…! بخوانید »  مدیریت سرمایه در معاملات بورس

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

اکنون شما یک استراتژی بسیار قدرتمند را آموختید، سعی کنید از آن استفاده کنید.

استراتژی الگوی کانال

استراتژی الگوی کانال اغلب در معاملات کاربرد دارد. چرا؟ زیرا بیشتر زمان‌ها، ابزارهای معاملاتی تشکیل کانال را می‌دهند. این کانال‌ها تشکیل مثلث را می‌دهند. خسته کننده به نظر می‌رسند اما می‌توانند بسیار سودآور باشند. اگر بتوانید نوع الگو را تشخیص دهید، پیش‌بینی این که برای سهام مورد نظر در آینده چه اتفاقی می‌افتد آسانتر است و این اغلب موارد کاربرد دارد.

حالا این که با این استراتژی چگونه معامله کنیم را مرحله به مرحله نشان خواهم داد:

  • این الگو چگونه به نظر می‌رسد؟

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

این استراتژی شامل یافتن الگوی چارت است که شبیه به کانال یا مثلث می‌باشد. همان طور که در شکل نشان داده شده است. برای تایید کانال، حداقل نیاز به دو بانس دارید. شما زمانی برای بار سوم وارد معامله می‌شود که چارت به لبه رسیده باشد و متوجه ‌شوید که قیمت از خطوط حمایت و مقاومت قبلی عبور نمی‌کند. شما می‌توانید هر زمان که قیمت شروع به بانس از لبه کرد، وارد معامله شوید، فقط نبایستی در زمان بانس سوم وارد پوزیشن بشوید.

اگر کانال حفظ شود، می توانید از آن سود ببرید، اما اگر یک دفعه حفظ کانال بهم خورد از معامله خارج شوید و منتظر فرصت دیگری باشید.

  • چه زمانی به سود می رسید و چه زمانی جلوی ضرر را می‌گیرید؟

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

زمانی که می‌خواهید وارد معامله شوید لازم است بدانید چه زمانی به سود می رسید و چه زمانی جلوی ضرر را می‌گیرید. در این استراتژی از 3/1 محدوده کانال برای سطح حد ضرر(Stop Loss) استفاده کردم و 3/2 کانال را به قیمت هدف (Target Price) اختصاص دادم، همان طور که در تصویر بالا نشان داده شده است.

زمانی که این الگو ظاهر می‌شود اغلب نتیجه می‌دهد و می‌تواند پرتفوی شما را به سود برساند. اغلب بازار به تمایل به حرکت در کنار یگدیگر دارد (حالت رنج) و این به شما کمک می‌کند که در این زمان به اصطلاح “خسته کننده” به سود برسید.

آنچه شما باید انجام دهید این است که در جستجوی الگوی روشن و واضح باشید. اغلب نمودارها، نامنظم هستند و قیمت به صورت سر به سر حرکت می‌کند. زمانی که الگو به آسانی قابل شناسایی بود شروع به معامله کنید. پول خود را به چیزی که شبیه به نوعی کانال است دور نریزید.

اگر می خواهید متعلق به 10٪ از معامله گران برتر باشید، لازم است هشیار باشید و تنها زمانی وارد معامله شوید که در مورد الگوی کانال مطمئن هستید. یک نکته بسیار مهمی که به بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای کمک می‌کند تا واقعا در حرفه خود پیشرفت کنند، پیگیری معاملات و الگوهای مختلف است. جاهایی که استراتژی کاربرد دارد و جاهایی که کاربرد ندارد را یادداشت کنید و بر اساس آمار خودتان اقدام به عمل نمایید.

  • یک مثال واقعی

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

در چارت 30 دقیقه‌ای بالا، روند نزولی را مشاهده می‌کنید. من الگوی کانال را در تایم فریم 30 دقیقه بعد از کنترل نمودار در تایم فریم‌های مختلف شناسایی کردم. به نظر می‌رسد معامله در محدوده زمانی، 14 اکتبر باشد. سطح بالا، قیمت 1.61 و سطح پایین، قیمت 1.59 است. زمانی که نمودار به حداکثر قیمت (Higher) شمع نزدیک می‌شود، پوزیشن خرید می‌گیرم. نوار صورتی رنگ جایی است که می‌فروشم و نوار نارنجی رنگ جایی است که حد ضرر (ST) را قرار دادم و بر روی نوار سبز رنگ ، هدف سود (Target Profit) را مشخص کردم. در این مورد از 3/1 برای حد ضرر (SL) و 3/2 برای قیمت هدف (Target Price) را دنبال نکردم چون در اینجا می‌خواستم ضرر کمتری را داشته باشم.

نتیجه چیست؟ یک معامله سودآور را به همراه داشت. میزان ریسک کاملا به دید شما از چارت معاملاتی بستگی دارد. با این استراتژی از ریسک کم با سود بالا استفاده کردم.

استراتژی دوقلوی سقف یا دبل تاپس (Double Tops)

اکثر معامله‌گران موفق از تحلیل تکنیکی استفاده می‌کنند و الگوهای نمودار برای کسب درآمد را به کار می‌بندند. آنها فهرستی از الگوهای اصلی که کاربردی است را دارند و دائم از این الگوها استفاده می‌کنند. هر زمان که شکل خاصی ظاهر شود، آنها معامله خود را آغاز می‌کنند و می‌دانند که 55 تا 90 درصد مواقع برنده هستند.

یکی از این الگوهای بسیار موفق، استراتژی دو قلوی سقف یا دبل تاپس (DT) است. اغلب این الگو در نمودار ظاهر می شود و تقریبا هر روز الگوی دو قلوی سقف یا دبل تاپس یا (DT) را مشاهده می‌کنم. به این بستگی دارد که چه قدر از روز را پشت کامپیوتر می‌نشینید و از چند ابزار مختلف برای بررسی نمودار استفاده می‌کنید. هنگامی که دو قلوی سقف مناسب را مشاهده کردید، می‌توانید وارد معامله شوید و بدانید شانس به نفع شماست. در ادامه مراحل یافتن استراتژی دبل تاپس معاملاتی را نشان خواهم داد. این یکی از الگوهای سودآوری است که توصیه می‌کنم به آن توجه کنید.

یک مطالب جالب دیگر…! بخوانید »  استراتژی های معاملاتی خرید و فروش سهام بر اساس روند

سهام مختلف را بر روی صفحه کارگزاری خود مرور کنید.

برای یافتن الگوی دو قلوی سقف ، نمودار سهام‌ یا ارز‌های مهم را بررسی می‌کنم. نمودار یک ساعته و 5 دقیقه را بررسی می‌کنم تا دوتایی بالا و پایین را پیدا کنیم. با بزرگ نمایی نمودار ، بهتر می‌توان آن را بررسی کرد.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

در نمودار بالا، الگوی دو قلوی سقف به خوبی قابل مشاهده است. شما می‌توانید تایم فریم را بر اساس علاقمندی خود انتخاب کنید. بستگی به این دارد که معامله شما چه قدر طول می‌کشد. اگر می‌خواهید معامله را در عرض 5 دقیقه تا چند ساعت انجام دهید، باید از نمودار 5 یا 15 دقیقه استفاده کنید، اگر به دنبال استراتژی سویینگ یا (نوسان‌گیری) هستید از تایم فریم بیشتر مثلا 30 دقیقه یا یک ساعته یا بیشتر استفاده کنید.

این الگو چه شکلی است؟

بایستی به دنبال الگوی W شکل باشید، زمانی که روند به سرعت به بالا حرکت می‌کند سپس پولبک می‌کند و دوباره بالا می‌رود، حد ضرر (SL) را در همان سطح یا در زیر حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار می‌دهید و مجددا شروع به پایین آمدن می‌کند.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

در تصویر بالا مثالی از الگوی دو قلوی سقف رسم شده است. در آنجا شما می توانید ببینید که سهام قادر نیست به بالاترین جایگاه اولیه برسد و قدرت را از دست داده است. حالا بایستی صبر کنید تا روند به زیر حداقل قیمت (Low) شمع قبل از خود برسد که بین دو سطح بالایی قرار دارد. زمانی که روی حداقل قیمت (Low) شمع قبل از خود ایستاد (زمانی که نوار مشکی  به عنوان خط گردن (Neckline) را رسم کردید)، اقدام به خرید یا فروش سهام می‌کنید.

گاهی این الگو به درستی کار نمی‌کند، به همین دلیل همیشه حد ضرر (SL) را بین دبل تاپس و محل ورود به پوزیشن قرار می‌دهم. اگر این بار کار نکرد، نگران نباشید، مهم است که در زمان مناسب از معامله خارج شوید تا سرمایه خود را حفظ کنید و در زمان دیگری آن را مجددا امتحان کنید.

برای به دست آوردن سود بیشتر، (TP) را یک و نیم تا دو برابر بیشتر از حد ضرر (SL) مشخص می‌کنم. همان طور که در نمودار بالا مشاهده می‌کنید. اغلب نسبت حد سود (TP) به حد ضرر (SL) یک و نیم برابر کافی است و در باند مدت سودآور است.

استراتژی دو قلوی کف یا دبل باتم (Double Bottom)

عکس  روش بالا کار می‌کند.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

 شکل بالا مانند نمونه قبلی فقط به صورت برعکس کار می‌کند. توجه: بسیار مهم است تا خط گردن (Neckline) تشکیل نشده وارد معامله نشوید. بعضی از معامله‌گران حد ضرر (SL) را آزادانه‌تر در بالا یا پایین دو قلوی کف یا دبل باتم قرار می‌دهند. اما من نسبتا محافظه‌کارانه عمل می‌کنم و حد ضرر (SL) و حد سود (TP) را به همان روش بالا قرار می‌دهم تا در معاملات به موفق دست پیدا کنم. من از استراتژی خودم استفاده می‌کنم و شما آزاد هستید تا سطوح مختلف را تجربه کنید.

بهترین استراتژی‌های بازار معاملاتی

نمودار بالا، مثال بسیار خوبی از الگوی دو قلوی سقف یا دبل تاپس است.

نوبت شماست

حلا نوبت شماست که از این استراتژی استفاده کنید. مطالب را دوباره بخوانید و سعی کنید در الگوهای دو قلوی سقف و کف به کار برید. از حد ضرر (SL) و حد سود (TP) منطقی استفاده کنید و معاملات خود را یاداشت کنید. سپس آماری از یاداشت‌های خود بگیرید و بینید که آیا این الگوها هم برای شما به درستی جواب داده یا خیر و سعی کنید اشتباهات خود را پیدا کنید و در معامله بعدی، اشتباه خود را اصلاح نمایید.

کاربرد الگوهای کندل استیک(شمعی-ژاپنی) در تحلیل تکنیکال

مقدمه ای از الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال

در این استراتژی با الگوی اینگالف صعودی و نزولی و روش معامله با آن آشنا می‌شویم. همچنین الگوی چکش را بررسی می‌کنیم. در واقع با شناخت بهتر الگوهای کندل استیک، می‌توانیم پوزیشن خود را مشخص نماییم. این الگوها، پیشرو حرکات بزرگ قیمتی است.

الگوی اینگالف صعودی (Bullish )

این  استراتژی چیست؟

الگوی اینگالف زمانی تشکیل می‌شود که بدنه قیمتی کندل، یک یا چند کندل ماقبل خود را در بر گیرد. کندل اینگالفی که کندل‌های بیشتری را در برگیرد قدرت بیشتری برای ادامه روند وجود دارد. دو نوع الگوی اینگالف داریم: صعودی و نزولی (Bullish and bearish).

 الگوی اینگالف صعودی (Bullish) سیگنال روند صعودی رو به جلو را اعلام می‌کند و بالعکس آن، الگوی اینگالف نزولی یا (bearish) سیگنال روند نزولی رو به پایین را اعلام می‌کند.

در نمودار بالا دور کندل‌های اینگالف صعودی دایره سبز رنگی کشیده شده که منجر به افزایش قیمت بعد آن می‌شود.

چگونه با این الگو معامله کنیم؟

الگوی اینگالف صعودی (bullish) پیشرویی در حرکت بزرگ به سمت بالا است. زمانی که شکل کندل اینگالف را مشاهده کردید، بایستی منتظر کندل بعدی بمانید و سپس پوزیشن خود را آغاز کنید.

حد ضرر یا (SL) خود را پایین کندل اینگالف قرار دهید.

الگوی اینگالف نزولی یا (bearish)

الگوی اینگالف نزولی (bearish) چیست؟

این الگو سیگنال کاهش قیمت را اعلام می‌کند. در نمودار بالا دور کندل‌های اینگالف نزولی دایره قرمز رنگی کشیده شده که منجر به کاهش قیمت بعد از آن می‌شود. مجددا کندل اینگالفی که کندل‌های بیشتری را در برگیرد قدرت بیشتری برای ادامه روند ( یعنی روند نزولی)  وجود دارد.

چگونه با این الگو معامله کنیم؟

به همان روش الگوی صعودی (Bullish) فقط در جهت عکس (نزولی) عمل می‌کنیم. الگوی اینگالف نزولی (bearish) پیشرو در کاهش شدید قیمت است. زمانی شکل کندل اینگالف را مشاهده کردید، بایستی منتظر کندل بعدی بمانید و سپس پوزیشن خود را آغاز کنید. حد ضرر یا (SL) خود را بالای کندل اینگالف قرار دهید.

الگوی سایه بلند (Long shadow pattern)

الگوی سایه بلند چیست؟

سایه بلند به طول خطی است که به قیمت پایانی (Close) کندل اشاره می‌کند که حداکثر یا حداقل قیمت را نشان می‌دهد. سایه باید حداقل دو برابر طول واقعی کندل باشد. این سایه‌ها تمایل به برگشت دارند  و نیز تمایل به حرکت با قیمت‌های بزرگ دارند.

چگونه با این الگو معامله کنیم؟

با بقیه الگوهای کندل استیک، منتظر کندل با سایه بلند می‌مانیم تا قیمت بسته شود و سپس با قیمت آغازین کندل بعدی، معامله خود را شروع می‌کنیم. حد ضرر یا (SL) خود را در بالاترین یا پایین‌ترین سایه کندل قرار می‌دهیم و روند را دنبال می‌کنیم.

الگوی چکش (Hammer patterns)

الگوی چکش یا همر (Hammer) چیست؟

کندل چکش زمانی تشکیل می‌شود که سایه پایینی بلند و سایه بالایی کوتاه و بدنه حداکثر یک دوم سایه پایینی باشد (رنگ بدنه تفاوتی ندارد).

این کندل تمایل به تغییر جهت قیمت دارد و سیگنال قوی را برای معامله‌گر صادر می‌کند.

چگونه با این الگو معامله کنیم؟

همان ترفند مشابه را دارد. منتظر می‌مانیم تا کندل چکش خرید بسته شود و معامله خود را با کندل بعدی آغاز می‌کنیم. سپس حد ضرر یا (SL) را در بالاترین یا پایین‌ترین کندل چکش قرار می‌دهیم و روند را دنبال می‌کنیم.

بهترین استراتژی MACD جهت ورود به پوزیشن معاملاتی

این مقاله توسط جیمز آیتیمیمووا نوشته شده است و در اختیار بازار معاملاتی جهان قرار گرفته است.  MACD یکی از اندیکاتورهای محبوب در بین سهامداران و معامله‌گران است که با تایم فریم‌های مختلف به کار می‌‌رود و قوانین ورود و خروج و همچنین انقضای سیگنال را بیان می‌کند و نقطه قوت این استراتژی این است که روند را دنبال می‌کند.

MACD یکی از اندیکاتورهای مورد علاقه‌ام در معاملات باینری آپشن (binary options) است. MACD به روش‌های گوناگونی در جهت تعیین روند، سیگنال برگشتی و تریگر[1] مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌تواند در هر تایم فریمی به کار رود و ابزار سودمندی برای معاملات باینری آپشن ماهانه بلند مدت تا کوتاه مدت و 60 ثانیه می‌باشد. این مقاله بهترین محل ورود را به وسیله MACD بررسی می‌کند.

منظور از بهترین نقاط ورود با MACD چیست؟

این مقاله توسط جیمز آیتیمیمووا نوشته شده است و در اختیار بازار معاملاتی جهان قرار گرفته است. این استراتژی ساده‌ای برای معامله‌گران کوتاه مدت می‌باشد و به روشی از MACD استفاده می‌کنند که به طور کامل آن را ثابت خواهم کرد. نقطه قوت این استراتژی این است که روند را دنبال می‌کند، بیشتر از یک اندیکاتور استفاده می‌کند و به طرز باور نکردنی برای معاملات باینری آپشن سودمند هستند. علاوه بر این MACD در تایم فریم‌های مختلف به کار می‌رود و این تکنیک در معاملات بلند مدت کاربرد دارد.

بهترین MACD ورود به پوزیشن چیست؟

این سوال سختی است که به آن جواب بدهم زیرا راه‌های زیادی برای استفاده از MACD وجود دارد تا سیگنال‌های خوبی را صادر کند. جیمز از چارت 5 دقیقه‌ای، دو میانگین متحرک و دو MACD استفاده می‌کند. به نظرم بهترین روشی را که پیشنهاد می‌دهم این است در چارت از شمع (کندل) استفاده شود. دو میانگین متحرک 50 و 100 ساده (Simple)، هر دو MACD با استاندارد 9/26/12 مشخص می‌شوند اما یکی از آنها هیستوگرام است و دیگری اسیلاتور. مجموع این اندیکاتورها همراه با حرکات، سیگنال هایی را صادر می‌کند که از 20 دقیقه تا چند ساعت طول می‌کشد.

“بهترین ورود به پوزیشن MACD” جیمز، چگونه کار می‌کند؟

تنظیمات آن بسیار ساده است و در سیگنال چارت 5 دقیقه‌ای بسیار مرتب کار می‌کند. دو میانگین متحرک به کار می رود تا روند، نوع روند و بخشی از سیگنال را تعیین نماید. روند توسط پوزیشن‌های دو میانگین متحرک ساده (Simple) مشخص می‌شود. هنگامی که میانگین متحرک کوتاه مدت 50 بالای میانگین متحرک بلند مدت 100 قرار گیرد، روند صعودی می‌شود. هنگامی که میانگین متحرک کوتاه مدت 50 پایین میانگین متحرک بلند مدت قرار گیرد، روند نزولی است. آنچه که در ذهن معامله‌گر ساخته می‌شود فقط بر اساس این روند است. زمانی که روند صعودی است، سفارش دهید و زمانی که نزولی است تغییر پوزیشن دهید. سیگنال زمانی صادر می‌شود که  MACD در منطقه اشباع خرید (overbought) یا اشباع فروش (oversold) باشد و در همان زمان تقاطعی وجود دارد یعنی قیمت از میانگین متحرک (SMA) عبور کرده است، در روند نزولی بایستی منتظر بمانید تا قیمت در بالای میانگین متحرک حرکت کند. زمانی سیگنال صادر می شود که اسیلاتور MACD در منطقه اشباع فروش (Overbought) قرار گرفته است و تقاطع نزولی را به وجود می‌آورد. این تقاطع و سیگنال با هیستوگرام MACD قابل پیش‌بینی است. اگر به مثال زیر نگاهی بیندازید، هیستوگرام MACD یک واگرایی خوب دارد و پیش‌بینی حداکثر قیمت (High) پایین‌تر را می‌دهد و سیگنال خرید متعاقبا توسط این سیستم صادر می‌گردد.

[1]- Trigger ، معنی لغوی یعنی کشیدن ماشه و در اصطلاح، تریگر دقیقا به معامله‌گر می‌گوید چه زمانی اقدام به عمل کند.(م)

قوانین ورود برای خرید:

  • میانگین متحرک با دوره زمانی50 بالای میانگین متحرک بادوره زمانی100
  • اسیلاتور MACD در منطقه اشباع فروش (Over sold)
  • هیستوگرام MACD صعودی باشد.

قوانین ورود برای فروش :

  • میانگین متحرک بادوره زمانی50 پایین میانگین متحرک بادوره زمانی100
  • اسیلاتور MACD در منطقه اشباع فروش (Overbought)
  • هیستوگرام MACD نزولی باشد.

مک دی چیست؟ MACD اندیکاتور

مک دی چیست؟ MACD اندیکاتور

اندیکاتور MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence Divergence  است . این عبارت به معنی همگرایی (Convergence) و واگرایی (Divergence)  میانگین متحرک است .  این اندیکاتور ابداع آقای جرالد بی اپل است . از این اندیکاتور در تحلیل تکنیکال برای به دست آوردن قدرت ، جهت و شتاب در یک روند استفاده می شود .این اندیکاتور در اغلب موارد با استفاده از  قیمت پایانی محاسبه می شود . بر خلاف اندیکاتور های دیگر اندیکاتور  MACD  فرمول سختی برای محاسبه خود ندارد

MACDانواع اندیکاتور

اندیکاتور به اصطلاح اکثر فارسی زبانان مک دی دو نوع دارد ، MACD جدید  ,  MACD قدیم که از لحاظ ظاهری با هم مقداری تفاوت دارند . در اینجا هر دو این اندیکاتور ها را برای شما آموزش می دهیم . در شکل زیر دو نوع و شکل اندیکاتور MACD قدیم (classic MACD)  و  جدید را مشاهده می کنید. همانطور که می بینید با وجود اینکه کارایی هر دو تقریبا مشابه است اما از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند که در این مطالب  کاربرد هر دو را توضیح می دهیم

بخش های اندیکاتور MACD (مک دی)

اندیکاتور مک دی کلاسیک(در شکل بالا  اندیکاتور بالایی) شامل یک هیستوگرام (خطوط عمودی مشکی) و دو خط است که در اینجا این دو خط با آبی و قرمز نشان داده شده اند . خط قرمز رنگ با نام خط سیگنال (Signal) و خط آبی رنگ با نام خط MACD  شناخته می شوند.

اندیکاتور MACD جدید نیز از یک هیستوگرام و یا همان نمودار میله ای و خط قرمز رنگ که همان خط سیگنال است تشکیل شده است

کاربرد اندیکاتور MACD:

همانطور که گفته شد از اندیکاتور MACD استفاده های متفاوتی می شود . از جمله محاسبه واگرایی MACD همانطور که در شکل زیر می بینید زمانی که واگرایی در  اندیکاتور MACD و خط روند اتفاق افتاده است بعد از آن ریزش سهم ایران خودرو اتفاق افتاده است و برعکس این موضوع نیز صادق است ( اینکه واگرایی چیست را به طور مفصل در آموزش های تکنیکال و یا مطالب بعدی آموزش ببینید )

همچنین زمانی که دو خط سیگنال و مک دی همدیگر را قطع می کنند نیز نوعی سیگنال خرید و فروش محسوب می شود که البته به تنهایی قابل استفاده نیست و باید حتما در کنار ابزار های دیگر تحلیل تکنیکال درست استفاده شود ، در شکل زیر این نوع سیگنال را همزمان در هر دو اندیکاتور نشان داده ایم.

از اندیکاتور مکدی برحسب مورد در موارد دیگری مثل موج شماری امواج الیوت و یا تلفیق با اندیکاتور های دیگر برای خرید و فروش استفاده می شود که بسته به جای خود در همانجا باید آموزش دید.

نحوه محاسبه در مک دی قدیم و جدید و توضیح اجزا MACD

خط MACD = تفاضل میانگین نمایی ۱۲ روزه قیمت از ۲۶ روزه آن

MACD = [stockPrices,12]EMA – [stockPrices,26]EMA

خط سیگنال : میانگین نمایی ۹ روزه اندیکاتور MACD

signal = [MACD,9]EMA

هیستوگرام MACD در مک دی کلاسیک: تفاوت بین خط سیگنال و خط مک دی است ، به همین خاطر هر زمان که این دو به هم رسیده اند هیستوگرام نیز صفر شده است

در مک دی جدید خط سیگنال تبدیل به همان هسیتوگرام و یا نمودار میله ای شده است . اگر دقت کنید در اندیکاتور پائینی که مک دی کلاسیک است هیستوگرامش دقیقا مثل خط MACD نوسان می کند . و خط قرمز رنگ همان خط سیگنال است

نکته مهم : برای استفاده درست از اندیکاتور MACD لازم نیست فرمول و نحوه محاسبه آن را بدانید فقط استفاده از کاربرد های آن کافیست

نمودار میله ای

نمودار نوار نمودار است که داده ها را با استفاده از میله های مستطیل شکل (سطل های بنام) ترسیم می کند که نشان دهنده کل مشاهدات در داده ها برای آن دسته است. نمودار میله سبک نمودار میله ای است. اغلب برای نشان دادن دامنه قیمت سهام در طول یک روز استفاده می شود. در امور مالی و اقتصادی ، نمونه ای از نمودار نوار نمونه ای است که درآمد متوسط خانوار را برای چندین ایالت مقایسه می کند ، که در آن یکی از محور ها مقوله های مختلف ، ایالات مختلف را نشان می دهد و دیگری نشان دهنده طیفی از نقاط مختلف داده ها ، درآمد متوسط ​​است.

با افزایش داده های عمودی یا گسترش افقی ، نمودارهای نوار را می توان ساخت. نمودار نوار عمودی گرا که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرد ، هیستوگرام است که از میله ها برای نشان دادن توزیع فراوانی داده ها به صورت بصری استفاده می کند. هیستوگرامها معمولاً در آمارها مورد استفاده قرار می گیرند تا نشان دهند چه تعداد از نوع مشخصی از متغیرها در یک محدوده خاص اتفاق می افتند ، که به صورت “سطل” یا “سطل” جمع شده اند. به عنوان مثال ، سرشماری که توزیع سنی یک کشور خاص را در بر می گیرد ممکن است یک هیستوگرام ایجاد کند تا نشان دهد افراد در سنین 0 تا 10 سال ، 11 و 20 ، 21 و 30 ، 31 و 40 و غیره قرار دارند. این هیستوگرام به نظر می رسد به مثال زیر:.

نمودار نوار پایین

هدف از نمودار نوار ، انتقال اطلاعات رابطه به سرعت به عنوان میله ها مقدار برای یک دسته خاص را نشان می دهد. سمت چپ یک نمودار میله ای محور y نام دارد ، در حالی که به پایین یک نمودار میله ای محور x گفته می شود. هنگام تفسیر نمودار نوار ، طول میله ها بالاترین مقدار ، کمترین مقدار و هرگونه ناسازگاری را تعیین می کند.

امکانات

یک نمودار نوار معمولی دارای یک برچسب ، محور ، مقیاس و میله است. این نمودارها برای مقایسه دو یا چند مقدار ایده آل هستند. داده ها به صورت افقی یا عمودی نمایش داده می شوند. نمودارهای نوار برای انتقال مقادیر گسسته یک مورد در یک گروه استفاده می شوند. به عنوان مثال ، یک نمودار میله ای می تواند تعداد نرهای دارای ویژگی مشخص را برای سنین مشخص نشان دهد. مقدار گسسته یا تعدادی از مواردی که در آن فرد ویژگی خاصی دارد ، بر اساس طول نوار نمایش داده می شود. در این مثال نوار متفاوت برای هر گروه سنی یا گروه سنی ایجاد می شود.

هنگامی که یک نمودار دارای یک نقطه صفر به خوبی تعریف شده است و مجموعه داده دارای مقادیر مثبت و منفی در رابطه با این نقطه است ، میله ها هنوز هم می توانند نمایش داده شوند. هنگامی که این اتفاق می افتد ، معمولاً از یک نمودار نوار افقی استفاده می شود که در آن متغیر مستقل در محور عمودی قرار می گیرد. میله ها به سمت چپ و راست از نقطه صفر حرکت می کنند. میله های سمت چپ معمولاً مقادیر منفی را نشان می دهند در حالی که میله های سمت راست مقادیر مثبت هستند.

نمودارهای نوار گروهی

نمودارهای نوار گروه بندی شده ، که به آنها همچنین نمودارهای نوار خوشه ای نیز گفته می شود ، مقادیر گسسته را برای بیش از یک مورد نشان می دهد که در همان گروه مشترک هستند. با توضیح مثال بالا ، یک نمودار میله ای می تواند تعداد افراد ، زن و مرد را با ویژگی خاصی در سنین مشخص نشان دهد. جمع تعداد نمونه ها را می توان در یک نوار ترکیب کرد. از طرف دیگر ، این نمونه ها می توانند براساس جنسیت از هم جدا شوند. یک نوار برای همه موارد نر و یک نوار برای همه موارد خانمها برای هر گروه سنی یا سنی کنار هم قرار می گیرند.

نمودارهای نوار انباشته شده

نمودارهای نوار انباشته شده یا نمودارهای نوار کامپوزیت ، کل جمع را به قسمتها تقسیم می کند. این قسمت ها معمولاً با استفاده از رنگ های مختلف برای هر بخش مشخص می شوند. در مثال بالا ، مجموعه موارد برای هر دو جنس نر و ماده ممکن است در یک نوار ترکیب شوند اما نوار ممکن است به چند بخش تقسیم شود که توسط رنگهای مختلف نشان داده شده است.

نمودارهای نوار در تحلیل تکنیکی

برخی از تحلیل های تکنیکی به نمودارهای نوار متکی است. به عنوان مثال ، معامله گران ممکن است یک هیستوگرام واگرایی همگرایی متوسط ​​متحرک ( MACD ) را به کار گیرند ، که یک شاخص فنی محبوب است که تفاوت بین خط MACD و خط سیگنال را نشان می دهد.

تجزیه و تحلیل تکنیکال

تجزیه و تحلیل فنی چیست؟

تجزیه و تحلیل فنی یک رشته بازرگانی است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی از طریق تجزیه و تحلیل روندهای آماری جمع آوری شده از فعالیت های تجاری مانند حرکت قیمت و حجم استفاده می شود. برخلاف تحلیلگران بنیادی ، که تلاش می کنند ارزش ذاتی یک امنیت را ارزیابی کنند ،  تحلیلگران فنی  بر روی الگوهای حرکات قیمت ، سیگنال های معاملاتی و سایر ابزارهای نمودار تحلیلی دیگر برای ارزیابی قدرت یا ضعف یک امنیت تمرکز می کنند.

تجزیه و تحلیل فنی را می توان در مورد هرگونه امنیت با داده های تجارت تاریخی استفاده کرد. این شامل سهام ،  معاملات آتی ،  کالا ، درآمد ثابت ، ارز و سایر اوراق بهادار است. در این آموزش ، ما معمولاً سهام را در مثالهای خود تجزیه و تحلیل خواهیم کرد ، اما به خاطر داشته باشید که این مفاهیم می توانند برای هر نوع امنیت کاربرد داشته باشند. در حقیقت ، تجزیه و تحلیل فنی در کالاها و   بازارهای فارکس که  معامله‌گران  روی حرکات کوتاه مدت قیمت متمرکز هستند ، بسیار مرسوم است.

غذاهای اساسی

  • تجزیه و تحلیل فنی یک رشته بازرگانی است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی در روند قیمت و الگوهای موجود در نمودارها ، به کار می رود.
  • تحلیلگران فنی معتقدند که فعالیت معاملاتی گذشته و تغییر قیمت امنیت می تواند شاخصهای ارزشمندی برای حرکت قیمتهای آینده امنیتی باشد.
  • تجزیه و تحلیل فنی ممکن است در تضاد با تجزیه و تحلیل بنیادی باشد ، که تمرکز آن بر مالی شرکت است تا الگوهای قیمت تاریخی یا روند سهام.

درک بنیادین در مقابل تجزیه و تحلیل فنی

مبانی تحلیل فنی

تجزیه و تحلیل فنی همانطور که می دانیم امروز اولین بار توسط چارلز داو و تئوری داو در اواخر دهه 1800 معرفی شد. چندین محقق برجسته از جمله ویلیام پی. همیلتون ، رابرت ره ، اودسون گولد و جان مگه بیشتر در مفاهیم نظریه داو به شکل گیری مبانی آن کمک کردند. در عصر مدرن ، تجزیه و تحلیل فنی تحول پیدا کرده است که شامل صدها الگو و سیگنال است که طی سالهای تحقیق توسعه یافته اند.

تحلیلگران فنی معتقدند که فعالیت معاملاتی گذشته و تغییر قیمت امنیت می تواند شاخصهای ارزشمندی برای حرکت قیمتهای آینده امنیتی باشد. آنها ممکن است از تجزیه و تحلیل فنی مستقل از سایر تحقیقات تحقیقاتی یا در ترکیب با برخی از مفاهیم ملاحظات ارزش ذاتی استفاده کنند ، اما بیشتر اوقات اعتقادات آنها فقط بر اساس نمودارهای آماری یک امنیت انجام می شود. انجمن تکنسین های بازار (MTA) یکی از محبوب ترین گروه های پشتیبانی کننده از تحلیلگران فنی در سرمایه گذاری های خود با تعیین تکنسین های بازار Chartered Market (CMT) یک گواهینامه محبوب برای بسیاری از تحلیلگران فنی پیشرفته است.

مفروضات اصلی تجزیه و تحلیل فنی

دو روش اصلی برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری وجود دارد:  تجزیه  و تحلیل بنیادی و تجزیه و تحلیل فنی. تجزیه و تحلیل بنیادی شامل تجزیه و تحلیل صورتهای مالی یک شرکت برای تعیین ارزش منصفانه تجارت است ، در حالی که تجزیه و تحلیل فنی فرض می کند که قیمت امنیتی قبلاً منعکس کننده تمام اطلاعات در دسترس عموم است و در عوض به تجزیه و تحلیل آماری حرکات قیمت می پردازد. تجزیه و تحلیل فنی تلاش می کند به جای تجزیه و تحلیل ویژگی های اساسی امنیت ، احساس بازار را نسبت به روند قیمت ها درک کند.

چارلز داو یک سری از سرمقاله ها را منتشر کرد که در مورد تئوری تحلیل تکنیکی بحث می کنند. نوشته های وی شامل دو فرض اساسی است که همچنان به شکل چهارچوبی برای تجارت تجزیه و تحلیل تکنیکی است.

  1. بازارها با مقادیر نماینده عواملی که بر قیمت امنیتی تأثیر می گذارد کارآمد هستند ، اما
  2. حرکات قیمت بازار صرفاً تصادفی نیستند بلکه در الگوهای و روندهای قابل تشخیصی که با گذشت زمان تمایل دارند تکرار می شوند

فرضیه کارآمد بازار (EMH) اساساً به معنای قیمت بازار امنیت در هر مقطع زمانی معین است که تمام اطلاعات موجود را بطور دقیق منعکس می کند و بنابراین بیانگر ارزش منصفانه واقعی امنیت است. این فرض مبتنی بر این عقیده است که قیمت بازار منعکس کننده کل دانش کل شرکت کنندگان در بازار است. در حالی که به طور کلی تصور می شود که این فرض صحیح باشد ، می تواند تحت تأثیر اخبار یا اعلامیه های مربوط به امنیتی باشد که ممکن است تأثیر کوتاه مدت یا بلند مدت بر قیمت یک امنیت داشته باشد. تحلیل تکنیکی فقط در صورتی کار می کند که بازارها دارای کارآیی ضعیفی باشند.

دومین فرض اساسی که زیربنای آنالیز فنی است ، این تصور که تغییرات قیمت تصادفی نیست ، منجر به اعتقاد تحلیلگران فنی می شود که روند بازار ، چه کوتاه مدت و چه بلند مدت ، قابل شناسایی است ، و این امکان را فراهم می کند تا معامله گران بازار سود حاصل از سرمایه گذاری را براساس تجزیه و تحلیل روند

امروز ، تجزیه و تحلیل فنی بر اساس سه فرض اصلی استوار است:

1: بازار همه چیز را تخفیف می دهد

بسیاری از کارشناسان تحلیل تکنیکال را نقد می کنند زیرا این امر فقط حرکات قیمت را در نظر می گیرد و عوامل اساسی را نادیده می گیرد. تحلیلگران فنی معتقدند که همه چیز از اصول یک شرکت گرفته تا عوامل گسترده بازار تا  روانشناسی بازار  در حال حاضر به قیمت سهام است. این امر باعث می شود قبل از تصمیم گیری سرمایه گذاری ، عوامل را به طور جداگانه در نظر بگیریم. تنها نکته باقیمانده تحلیل تحولات قیمت است که تحلیلگران فنی آن را محصول عرضه و تقاضا برای سهام خاص در بازار می دانند.

2: قیمت در روند حرکت می کند

تحلیلگران فنی معتقدند که قیمتها در روند کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت حرکت می کنند. به عبارت دیگر ، قیمت سهام احتمالاً روند گذشته را ادامه می دهد تا حرکت نامنظم. بیشتر استراتژی های معاملاتی فنی مبتنی بر این فرض است.

3: تاریخ تمایل به تکرار دارد

تحلیلگران فنی معتقدند که تاریخ تمایل به تکرار دارد. ماهیت تکراری حرکات قیمت اغلب به روانشناسی بازار نسبت داده می شود که براساس احساساتی مانند ترس یا هیجان بسیار قابل پیش بینی است. تجزیه و تحلیل فنی از الگوهای نمودار برای تحلیل این احساسات و حرکات بعدی بازار برای درک روند استفاده می کند. در حالی که شکل های بسیاری از تجزیه و تحلیل تکنیکی بیش از 100 سال است که مورد استفاده قرار می گیرد ، هنوز هم اعتقاد بر این است که این امر مرتبط است زیرا آنها الگوهای حرکات قیمت را نشان می دهند که اغلب خودشان را تکرار می کنند.

چگونگی استفاده از تحلیل تکنیکی

تجزیه و تحلیل فنی سعی در پیش بینی حرکت قیمت تقریباً هر ابزار معاملاتی که عموماً تحت تأثیر نیروهای عرضه و تقاضا باشد ، از جمله سهام ، اوراق قرضه ، معاملات آتی و جفت ارز است. در حقیقت ، برخی تحلیل تکنیکی را صرفاً مطالعه نیروهای عرضه و تقاضا می دانند که در حرکات قیمت بازار امنیت است. تحلیل تکنیکال معمولاً در مورد تغییرات قیمت صدق می کند ، اما برخی از تحلیلگران تعداد دیگری غیر از قیمت ، مانند حجم معاملات یا رقم بهره باز را پیگیری می کنند.

در سراسر صنعت صدها الگو و سیگنال وجود دارد که توسط محققان برای حمایت از تجارت تجزیه و تحلیل فنی ساخته شده است. تحلیلگران فنی همچنین انواع مختلفی از سیستمهای تجاری را برای کمک به پیش بینی و تجارت در حرکت قیمت ها ایجاد کرده اند. برخی از شاخص ها در درجه اول در جهت شناسایی روند فعلی بازار از جمله مناطق پشتیبانی و مقاومت متمرکز هستند ، در حالی که برخی دیگر بر تعیین قدرت یک روند و احتمال ادامه آن متمرکز شده اند. شاخص های فنی معمول و الگوهای نمودار شامل خطوط روند ، کانالها ، میانگین حرکت و شاخص های حرکت است.

به طور کلی ، تحلیلگران فنی به انواع گسترده ای از شاخص ها نگاه می کنند:

  • روند قیمت
  • الگوهای نمودار
  • شاخص های حجم و حرکت
  • نوسانگرها
  • میانگین حرکت
  • سطح پشتیبانی و مقاومت

تفاوت بین تحلیل تکنیکی و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکی ، عمده مدارس فکری وقتی نزدیک به بازارها می آیند ، در انتهای مخالف طیف قرار دارند. هر دو روش برای تحقیق و پیش بینی روندهای آینده در قیمت سهام استفاده می شود و مانند هر استراتژی یا فلسفه سرمایه گذاری ، هر دو طرفداران و مخالفان خود را دارند.

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی اوراق بهادار با تلاش برای اندازه گیری  ارزش ذاتی  یک سهام است. تحلیلگران بنیادی همه چیز را از شرایط کلی اقتصاد و صنعت گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکتها مطالعه می کنند. درآمدها ،  هزینه ها ،  دارایی ها  و  بدهی  ها ، همه ویژگی های مهم تحلیلگران اساسی هستند.

تجزیه و تحلیل فنی با تجزیه و تحلیل بنیادی متفاوت است زیرا قیمت و حجم سهام تنها ورودی هستند. فرض اصلی این است که همه اصول شناخته شده در قیمت گذاری شده اند. بنابراین نیازی به توجه دقیق به آنها نیست. تحلیلگران فنی سعی در اندازه گیری ارزش ذاتی امنیت نمی کنند ، بلکه در عوض از نمودار سهام استفاده می کنند تا الگوهای و روندهایی را مشخص کنند که نشان می دهد سهام در آینده چه کاری را انجام خواهد داد.

محدودیت های تجزیه و تحلیل فنی

مهمترین مانع مشروعیت تحلیل فنی ، اصل اقتصادی فرضیه بازارهای کارآمد است . طبق گفته EMH ، قیمت های بازار تمام اطلاعات فعلی و گذشته را منعکس می کند و بنابراین راهی برای استفاده از الگوهای یا سوء استفاده ها برای کسب سود اضافی یا آلفا وجود ندارد. اقتصاددانان و تحلیلگران بنیادی که به بازارهای کارآمد اعتقاد ندارند ، معتقد نیستند که هرگونه اطلاعات عملی در داده های قیمت و حجم تاریخی موجود است ، و علاوه بر این ، تاریخ خود را تکرار نمی کند. در عوض ، قیمت ها به عنوان یک پیاده روی تصادفی حرکت می کنند .

انتقاد دوم از تجزیه و تحلیل فنی این است که در بعضی موارد کار می کند اما فقط به این دلیل که یک پیشگویی از خود عمل می کند. به عنوان مثال ، بسیاری از معامله گران فنی دستور  توقف ضرر را  زیر میانگین تحرک 200 روزه یک شرکت خاص قرار می دهند. اگر تعداد زیادی از معامله گران این کار را کرده اند و سهام به این قیمت برسد ، تعداد زیادی سفارشات فروش وجود خواهد داشت که سهام را تحت فشار قرار می دهد و تاجران پیش بینی شده را تأیید می کنند.

سپس سایر بازرگانان با افزایش قدرت روند ، شاهد کاهش قیمت و همچنین فروش موقعیت های خود خواهند بود. این فشار فروش کوتاه مدت می تواند خود تحقق محسوب شود ، اما تأثیر چندانی بر این ندارد که قیمت دارایی از هم اکنون هفته ها یا ماه ها خواهد بود. به طور خلاصه ، اگر افراد به اندازه کافی از همان سیگنال ها استفاده کنند ، می توانند باعث پیش بینی حرکت توسط سیگنال شوند ، اما در طولانی مدت این گروه تنها از معامله گران نمی توانند قیمت خود را کاهش دهند.