indicator

میانگین ها

تعریف اندیکاتور 

 

اندیکاتورها توابع ریاضی هستند که بر اساس فرمول هاي خاص در جهت تحلیل بازار بوسیله ابزارهاي گرافیکی ترسیم و مورد استفاده قرار می گیرند. داده هاي ورودي در اندیکاتورها بر اساس تعدادي از بازه هاي قبلی تغییرات قیمت وارد می شود. در هر بازه زمانی اطلاعات قیمت آغاز(Open)، پایان(Close)، سقف(High)، کف(Low) و یا تعدادي از مجموع این اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرد.

استفاده از اندیکاتورها

براي استفاده از اندیکاتورها در بازارهاي مالی بر اساس تغییرات گذشته قیمت، سه استفاده کلی میشود.

  1. اندیکاتورها در زمان هاي خاص بر اساس شرایط شکل گرفته روي آنها، قبل از تغییر روند یا همزان با چرخش روند، در بازار علائم بازگشت روند را نشان می دهند. از این رو یکی از مهم ترین استفاده ها از اندیکاتورها براي تعیین هشدارهاي مناسب تغییر روند و جهت حرکت قیمت است.
  1. پیش بینی :یکی از استفاده هاي اندیکاتورها براي پیش بینی قیمت ورودي مناسب است .

معمولا اندیکاتورهاي کمی هستند که براي پیش بینی قیمت ورودي و در عین حال جهت درست، مناسب معامله گري باشند.

  1. تایید:از مهمترین استفاده هایی که از اندیکاتورها می شود براي تایید گرفتن تشخیص درست روند یا جهت است. این روش استفاده از اندیکاتورها معمولا زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که تحلیل گر بر اساس داده هاي تکنیکی یا بنیادي جهت و قیمت ورودي مناسب در بازار را پیش بینی کرده است و از اندیکاتور براي تایید گرفتن استفاده می کند.

اندیکاتورها از لحاظ نوع حرکت و رفتار به دو دسته :

  1. Leading Indicators: اندیکاتورهاي پیشرو معمولا همراه با نوسانات قیمت هشدار و پیش بینی را اعلام می کنند. اندیکاتورهاي پیشرو، اغلب موارد سیگنال هاي بیشتري نسبت به اندیکاتورهاي تاخیري ایجاد می کنند و به همین جهت احتمال خطا در آنها بیشتر است.
  2. Lagging Indicators:اندیکاتورهاي تاخیري معمولا با تاخیر پس از حرکت قیمت و جابجایی بازار هشدار و پیش بینی لازم را ارائه می دهند. اندیکاتورهاي تاخیري با اینکه سیگنال هاي کمتري ایجاد می کنند اما به خاطر اینکه قیمت حرکت اصلی خود را در بازار انجام داده و سپس این اندیکاتورها سیگنال می دهند معمولا تاخیر آنها باعث از دست رفتن موقعیت مناسب ورود می شود. ایراد دیگر اندیکاتورهاي تاخیري سیگنال هاي اشتباه آنها در روندهاي رو به جلو است. این دسته از اندیکاتورها معمولا براي بازارها رونددار کاربرد دارند.

انواع اندیکاتورها

در تقسیم بندي ها اندیکاتورها به 4 خانواده اصلی بر اساس نوع نمایش یا مدل محاسباتی تقسیم بندي می شوند که مهمترین این تقسیم بندي ها شامل:

Trend : ابزارهایی براي شناسایی روند

  1. : اسیلاتورها ابزارهایی براي تشخیص روند جاري و محدوده بیش خرید و بیش فروش هستند. اسیلاتورها خود به دو دستهBanded وCentered  تقسیم بندي می شوند.
  2. Volumes :براي تشخیص حجم معاملات و استفاده از برایند تعداد پوینت هاي نوسانات استفاده می شود. این دسته از اندیکاتورها در بازار تبادلات ارزي کاربرد چندانی به واسطه اهمیت نداشتن حجم ندارند.
  3. Bill Williams :براي تشخیص جابجایی سطوح قیمتی روند مورد استفاده قرار می گیرند.

   

Moving Average       اندیکاتور میانگین متحرك

 

اندیکاتوري است از نوع Lagging Indicators تاخیري و Trend روندي.میانگینی از قیمت هاست(اغلب قیمت بسته شدن)که در بازه زمانی خاصی محاسبه می گردد. عامل حساس در میانگین متحرك، تعداد دوره هاي زمانی است که در محاسبه میانگین مورد استفاده قرار  میگیرد.

با تجربه و با امتحان دوره هاي مختلف، می توان دوره اي را انتخاب نمود که سودآور باشد. کلید این کار یافتن میانگین متحرکی است که داراي سیگنال هاي درست و سودآور باشد.

انواع میانگین متحرك: 

  1. میانگین متحرك ساده simple: وزنی مساوي به قیمت هاي سري داده ها
  2. میانگین متحرك نمایی Exponential: براي داده هاي جدید وزن بیشتر
  3. میانگین متحرك وزنی Weighted: براي داده هاي جدید وزن

Daily Closing Prices: 11,12,13,14,15,16,17

First day of 5-day SMA: (11 + 12 + 13 + 14 + 15) / 5 = 13

Second day of 5-day SMA: (12 + 13 + 14 + 15 + 16) / 5 = 14

Third day of 5-day SMA: (13 + 14 + 15 + 16 + 17) / 5 = 15

Exponential Moving Average Calculation

SMA: 10 period sum / 10

 Multiplier: (2 / (Time periods + 1) ) = (2 / (10 + 1) ) = 0.1818 (18.18%)

 EMA: {Close – EMA(previous day)} x multiplier + EMA(previous day).

 نحوه تحلیل :هرگاه قیمت خط میانگین متحرك را از پایین قطع و به سمت قیمت هاي بالاتر ادامه مسیر دهد علامتی براي خرید و در صورتیکه از بالا قطع و به سمت قیمت پایین تر ادامه مسیر دهد علامتی براي فروش محسوب می گردد.

همچنین در انتخاب دوره زمانی براي میانگین متحرك باید به موارد زیر توجه کنید .

هر چقدر دوره زمانی طولانی تر انتخاب شود حساسیت میانگین متحرك نسبت به تغییرات قیمت کمتر می شود . تا آنجا که یک میانگین متحرك خیلی بزرگ کاملا از بازار عقب می افتد .

هر چقدر دوره زمانی کوتاه تر انتخاب شود سیگنال هاي اشتباه بیشتري به دلیل افزایش حساسیت میانگین متحرك دریافت می شود . به عنوان مثال یک میانگین متحرك کوتاه مدت بارها و بارها توسط قیمت شکسته می شود در حالی که روند حرکت موج تغییري نخواهد کرد.

از آنجا که میانگین متحرك یک شاخص روند محسوب می شود نباید از آن در محدوده هاي معاملاتی استفاده کرد .  محدوده هاي معاملاتی نواحی هستند که قیمت در این نواحی بین یک کف وسقف مستحکم در رفت وبر گشت است .

استثناء:در بازارهاي خنثی که سقف و کف مستحکمی در رفت و برگشت استفاده نشود.

بهترین حالت استفاده از میانگین متحرك در بازار هایی است که داراي روند هستند

   Moving Average Convergence Divergence:MACD

اندیکاتور میانگین متحرك همگرایی/واگرایی بوسیله گرالداپل معرفی شد.چیزي که باعث مفید بودن این اندیکاتور می شود ترکیب برخی از اصول اسیلاتورها ست.برروي صفحه دو خط دیده می شود در حالیکه در حقیقت در محاسبات از سه خط استفاده میشود.

این شاخص که معمولا به صورت دوره هاي9و 12 و 26 روزه بررسی می شود.

اخطارهاي خرید و فروش واقعی در زمان تقاطع دو خط صادر می شود.

خرید:عبور رو به بالاي خط MACDسریعتر از خط کندتر اخطار خرید تلقی می شود.

فروش:عبور رو به پایین خط سریعتر از خط کندتر اخطار فروش محسوب میشود.

خط صفر: نقش اسیلاتور را دارد.زمانیکه این خطوط تا حد زیادي در بالاي خط صفر فاصله می گیرند شرایط خرید هیجانی و برعکس آن فروش هیجانی.

بهترین اخطار خرید زمانی است که قیمت ها کاملا در زیر خط صفر قرار می گیرند(فروش هیجانی)

زمانی که مانند مثال پایین، نماگر MACD در جهتی مخالف قیمت سهم در حال حرکت است، باید منتظر برگشت روند حرکت قیمت سهم (در این مثال به سمت پایین) باشیم. با توجه به این که میانگین متحرك 12 روزه در حال عبور از روي میانگین متحرك 24 روزه از قسمت پایین است، پیغام خرید ضعیفی در روزهاي آتی می تواند پیغامی از سوي این شرکت باشد.

گرچه بر اساس این اطلاعات نمی توان براي خرید یا فروش نتیجه گیري قطعی کرد، اما می توان اطلاعات خود را براي تعیین مسیر آتی سهم و در نتیجه احتمال موفقیت خود را افزایش داد. نوع استاندارد میانگین متحرك همگرا واگرا (9، 12،26) MACD است.

در یک نمودار MACD معمولاً سه عدد می بینید که براي تنظیمات آن استفاده شده اند.

  1. اولین عدد، دوره هاي زمانی است که میانگین متحرك سریعتر را محاسبه می کند.
  2. دومین عدد، دوره هاي زمانی است که میانگین متحرك کندتر را محاسبه می کند.
  3. و سومین عدد، تعداد میله هایی است که یک میانگین متحرك، بین میانگین متحرك سریعتر و کندتر محاسبه می کند.

این اندیکاتور از دو خط تشکیل شده است . MACD اختلاف بین دو میانگین متحرك نمایی با یک خط سیگنال که خود یک میانگین متحرك نمایی است می باشد. اگر MACD (خط آبی) و خط سیگنال (خط قرمز) با هم برخورد کنند، این امکان وجود دارد که روند تغییر کند .

همچنین خط سیگنال خطی است در نمودار MACD. اگر MACD بالاي خط سیگنال باشد علامت خرید و اگر MACD پایین خط سیگنال باشد علامت فروش می باشد.این نمودار در واقع

تفاوت بین میانگین متحرك سریع و کند را رسم می کند. اگر به نمودار بالا نگاه کنید می بینید که هرچه میانگین ها از هم دورتر شوند نمودار بزرگتر می شود. به این واگرایی می گویند. چرا که میانگین متحرك سریع از میانگین متحرك کند دور می شود.هر چقدر میانگین هاي متحرك به هم نزدیکتر شوند، نمودار کوچکتر می شود. به این همگرایی می گویند چرا که میانگین متحرك سریع به میانگین متحرك کند نزدیک می شود و بدین ترتیب منشأ نام واگرایی همگرایی میانگین متحرك مشخص می شود.

الگوهاي برگشتی

زمانی نیز وجود دارد که بازار بصورت مستقیم یا خنثی حرکت می کند.این بخش از نمودارها یعنی بخشی که بازار راکد می باشد و در حقیقت قیمت فعالیت چندانی انجام نمی دهد بخش مهمی از نمودارهاست.نکته بسیار مهم این است که تغییرات اصلی در روندها احتیاج به یک دوره انتقال دارندمطالعه این دوره هاي زمانی انتقال و پیش بینی آنها ما را به سمت مبحثی به نام الگوهاي قیمت هدایت می کنند.الگوهاي قیمت به دو گروه عمده تقسیم می شوند:

  1. الگوهاي برگشتی قیمت

  2. الگوهاي ادامه دهنده

حجم معامله نقش بسیار مهمی را در تایید الگوها بازي می کند.

نکات اساسی مشترك در الگوهاي برگشتی

 

  1. لازمه شروع هر الگوي برگشتی وجود یک روند اولیه می باشد.
  2. اولین اخطار براي ایجاد برگشت روند اکثراً زمانی ساطع می شود که یکی از خطوط روند شکسته شود.
  3. بزرگ بودن الگو نشانه بزرگ بودن (ارتفاع و پهنا)تحرکات بعد از آن می باشد.
  4. الگوهاي سقف معمولا دوره زمانی کوتاه تر و نوسان بلندتري نسب به الگوهاي کف دارند.به همین دلیل است که خرید در کف به مراتب ساده تر از فروختن در سقف می باشد.
  5. کف ها معمولا تغییرات قیمت کمتري دارند و زمان بیشتري براي تشکیل شدن صرف می کنند
  6. حجم معمولا در نقاط سقف اهمیت فوق العاده اي دارند

الگوهاي برگشتی روند آرایش هاي برگشتی از تنوع زیادي برخوردارند. اما رایج ترین آنها عبارتند از :

  1. آرایش سروشانه
  2. آرایش سروشانه معکوس
  3. آرایش دو قله (سقف دو قلو)
  4. آرایش دو دوره (دو کف)
  5. آرایش سه قله (سقف سه قلو)
  6. آرایش سه دره (کف سه قلو)
  7. آرایش وي
  8. آرایش قوسی پایین و بالا الگوهاي ادامه روند 
  9. آرایش پرچم
  10. آرایشهاي مثلثی
  11. آرایش کنج
  12. آرایش مستطیل

 

الگوي برگشتی سر و شانه-        Head and Shoulder

 

الگوي سرو شانه یکی از قابل اعتماد ترین الگوي نموداري است . این الگو در انتهاي یک روند رخ می دهد و روند صعودي را به نزولی و روند نزولی را به صعودي تبدیل می کند.نمونه اي از الگوي سروشانه در نمودار نشان داده شده است.

همانطور که در نمودار می بینید اولین نشانه ایجاد این الگو با شکسته شدن خط روند صعودي به وجود می آید. قیمتها در یک روند به سمت بالا از سطح مقاومت گذشته است.قیمتها در خط گردن به سطح مقاومت نفود کرده و به سمت بالا رفته است.این سطح در مرحله بعدي تبدیل به حمایت شده است.شانه چپ هنگامی که قیمتها به در نقطه B به سطح حمایت برخورد می کند شکل می گیرد.پس از به وجود آمدن یک قله قیمتها خط روند را در کانال صعودي شکسته و در شرایط عادي سطح قیمتها به حمایت قبلی خود باز میگردد.در این حالت وقتی که قیمتها افت می کنند شکست سطح حمایت تایید می شود.

الگوي سر و شانه مشتمل بر سه موج پشت سر هم می باشد.موج اول و سوم که شانه ها را شکل می دهد , تقریبا بلندي یکسانی دارند.سر در این الگو توسط موج میانی ایجاد می گردد و بلند تر از شانه ها می باشد.در این الگو هر سه موج از خط حمایتی پیروي می کنند که این سطح به عنوان خط گردن معروف شده است.در آرایش سر و شانه معکوس این سه موج از یک خط مقاومت تبعیت می کنند

.

 

علائم ساخته شده توسط الگوي سر و شانه 

 

  1. خط حمایت با توجه به نقطه B و D قابل شناسایی است.این سطح خط گردن را به نمایش می گذارد.
  2. خط مقاومتی که فشار خرید را کنترل می کند.معمولا بازار پس از شکست سطح حمایت ، خط گردن را دوباره آزمایش می کند.
  3. جهت روند و قیمتها توسط این الگو مشخص می شود.اگر خط گردن فشار خرید را در نقطه برخورد دوباره متوقف سازد ، آنگاه الگوي سر و شانه اطلاعاتی راجع به جهت قیمت فراهم می کند.
  4. هدف قیمت از بدست آوردن فاصله سر تا خط گردن قابل محاسبه است(به صورت خط چین و فلش در نمودار بالا) .به عنوان تایید این الگو نیاز است که قیمتها تحت حجم معاملات بالا به خط گردن نفوذ نماید.

بنابراین فروض اصلی در توسعه این الگو این است که در هنگام شکست خط گردن حجم معاملات بسیار زیاد است و فروشهاي زیادي انجام می گیرد

.

دوره زمانی در آرایش سر و شانه

 

چارچوب زمانی الگوي سرو شانه می تواند از چند هفته تا چند ماه را پوشش دهد.هر چه زمان این الگو طولانی تر باشد این الگو دقیق تر است.اما هدف قیمتی به احتمال زیاد در کوتاه مدت بدست نمی آید.موقعی که براي رسیدن به هدف زمانی با مشکل مواجه می شویم ، اجماع عمومی بر این است که طول مدت گسترش یافتن این الگو با دوه زمانی آن ارتباط خواهد داشت.بایستی تاکید کرد که اندازه گیري هدف از نقطه اي که خط گردن شکسته می شود بسیار مهم است.

بسیاري از الگوهاي سروشانه ظاهر متفاوتی با نمودار بالا دارند.حالت واقعی قیمت ها به اندازه کافی نرمال و متقارن نیستند و آرایش سر و شانه گاهی اوقات وضوح نخواهد داشت.همین طور توجه داشته باشید خط گردن به ندرت افقی خواهد بود.نمونه واقعی این الگو در بازار بورس اوراق بهادار در تغییرات قیمت سهام شرکت سرمایه گذاري غدیر قابل مشاهده است

.

شناسایی آرایش سر و شانه 

 

  1. اندازه شانه ها بایستی تقریبا مساوي باشند و از این مهمتر شانه ها نبایستی فراتر از گردن باشند.
  2. لازم است نقاط خط حمایت همگی مماس با خط گردن باشند که اگر این شرط برقرار نباشد ، نمیتوان این آرایش را به الگوي سر و شانه نسبت داد.
  3. الگوي سر و شانه تنها در هنگامی که سه موج به صورت امواج برگشتی با سطح حمایت (خط گردن) برخورد نمایند و سپس آنرا قطع کنند کامل و تایید می شود.چنانچه قیمت نتواند خط گردن را قطع کند ، الگو اعتبار خود را از دست می دهد

نقطه نظرات داد و ستد 

 

اصولا معامله گران از انواع مختلف نمودارها براساس چارچوب زمانی متفاوت استفاده می کنند.لازم است تاکید کنیم که براي تایید الگو قیمت پایانی بایستی نقاطی خارج از گردن را بوجود آورند.پیشنهاد می شود که در این صورت از نمودار شمعی یا میله اي استفاده شود.

در آرایش سر و شانه بسیاري از معامله گران مترصد عبور قیمتها از خط گردن خواهند بود ، اما گزارشات قیمتی معمولا بسیار گسترده اند و هر وقفه در آن امکان بازگشت دوباره قیمتها را مشکل می کند ، و در این شرایط امکان دارد بازار خط گردن را آزمون کند.

در معدودي از بازارها که در آن معامله گران ریسک بالایی را می پذیرند خرید یا فروش قبل از تلاقی خط گردن با قیمت انجام می شود و در نتیجه اگر بازار در خط گردن نفوذ کند سود بسیار بالایی خواهند برد.اگر بازار نتواند از خط گردن عبور کند آنگاه باید هر چه زودتر از بازار خارج شویم تا از زیان بیشتر جلوگیر شود.اگر چه گردش پول بالا و نقدینگی پایین وضعیتی را به وجود می آورد که امکان انجام معامله را از معامله گران سلب می کند.الگوي سر و شانه همواره به صورت یک آرایش منظم و متقارن شکل نمیگیرد.

 

آرایش سر و شانه معکوس

 

آرایش سر و شانه معکوس یک تصویر درون آینه از الگوي پیشین است.به نمودار بالا توجه کنید.پیش از آنکه قیمتها از نقطه A عبور کند ، سطح حمایت در برابر قیمتها خود نمایی می کند.زمانی که این سطح شکسته شود ، آن خط به یک خط مقاومت مهم و قوي تبدیل می شود.اما در طول زمان قیمت دوباره به سوي خط مقاومت پرش می کند.سطح حمایت پیشین و سطح مقاومت جدید به عنوان خط گردن در اینجا مطرح می شود.قیمتها دوباره نقاط B و C به سوي خط گردن هجوم می آورند ، اما حرکت آنها با برخورد با این سطح متوقف می شود.در نتیجه با تلاش خریداران خط گردن شکسته شده و این بار قیمتها با حجم معاملات بالا از سطح مقاومت عبور می کند.پس از عبور قیمت از خط گردن ، اکنون این سطح نقش سطح حمایت را ایفا می کند.اگر خط حمایت در برابر فشار فروشندگی و آزمون بازار دوام آورد ، انتظار می رود که قیمتها در نهایت به نقطه D بالا بروند که هدف قیمتی آرایش سر و شانه به شما می آید.هدف قیمتی احتمالا با فاصله بین بالاي سر و خط گردن است و از نقطه شکسته شدن خط گردن در نقطه مقاومت محاسبه می شود.

 

(آرایش دو قلو (سقف دوقلو

 

 

الگوي سقف دوقلو نیز در انتهاي روند صعودي یا روند نزولی تشکیل می شود.دو قله آرایش برگشتی دیگري است که بسیار معمول و معتبر است.همانطور که نام این الگو به طور مختصر و واضح بیان می کند ؛ این آرایش از دو قله یا بلندي تشکیل شده است که احتمالا می تواند داراي بلندي برابري باشد.

در این آرایش خطی موازي رو به روي سطح مقاومت کشیده می شود که دو قله را به عم وصل می کند

.این جهت شناسایی خط گردن در نظر گرفته می شود.

دوباره سعی می کنیم پدید آمدن این آرایش را مرور کنیم.پیش از آنکه قیمتها از نقطه A عبور کنند ، سطح حمایت در برابر قیمتها بوجود آمده و زمانی که این خط شکسته می شود به یک خط مقاومت مهم و قوي تبدیل خواهد شد.قیمتها در برخورد با نقطه B  به سطح حمایت برگشت می کنند.این سطح اکنون به عنوان خط گردن مطرح است.امید خریداران به برگشت قیمتها دوام زیادي پیدا نمی کند ، چرا که بار دیگر قیمتها در نقطه بوسیله عرضه هایی بازمی گردد.حرکت قیمتها طوري است که سطح حمایت شکسته می شود ، اما احتمال دارد با تلاش خریداران قیمت به سوي خط گردن متمایل شود.د  این حالت خط گردن توسط بازار آزموده شده و می تواند نقش بازدرانده از رشد را بازي کند.اگر خط مقاومت در برابر فشار خریداران دوام بیاورد انتظار می رود قیمت سقوط کند.هدف قیمتی احتمالا برابر فاصله بین بالاي قله ها و خط گردن است و از نقطه شکسته شدن خط روند یه سمت پایین محاسبه می شود

 

آرایش دو قله اطلاعاتی را در زمینه هاي زیر فراهم می کند:

  1. خط حمایت بین نقاط E ، C ، A ایجاد می شود.
  2. خط مقاومت بین نقاط D ، B ایجاد می شود
  3. جهت قیمتی : اگر خط گردن فشار خریداري را کمترل نماید ، آرایش اطلاعاتی راجع به جهت قیمتی فراهم می کند.حرکت قیمتها کاهشی و درست برخلاف قله ها خواهد بود.
  4. هدف قیمتی : بوسیله تایید و تصدیق آرایش فراهم می شود.در این حالت خط گردن بوسیله حجم معاملات زیاد شکسته می شود.

همچنین خاطر نشان می گردد چارچوب زمانی براي تکمیل الگو دو قله ممکن است چندین هفته یا چندین ماه به طول بینجامد و هر چه این زمان طولانی تر باشد الگو از اعتبار بیشتري برخوردار است.

شناسایی آرایش 

 

  1. بلندي قله ها بایستی برابر باشد.
  2. خیلی مهم است که مقاط معین و مهم همگی با خط گردن مماس شوند.کوتاهی در این شرط ویژگی هاي آرایش را کم اعتبار می کند.
  3. آرایش دو قله تنها زمانی تایید می شود که به طور کامل دو موج به سطح مقاومتی برخورد نموده و در برگشت قیمتها نفوذي به خط گردن ایجاد گردد.در این حلات قیمت بسته شدن خارج از خط گردن خواهد بود.چنانچه قیمت نتواند خط گردن را قطع کند الگو اعتبار خود را از دست می دهد.

دیدگاه معامله گر 

 

  1. مهم است به خاطر داشته باشیم که تایید شکست خط گردن شامل قیمت بسته شدن سهم بیرون خط گردن است.
  2. اکثریت معامله گران بازار منتظر تایید نفوذ در خط گردن می مانند در حالیه تلاش نمی کنند تا ازقافله عقب بمانند.در آرایش دو قله بسیاري از معامله گران مترصد عبور قیمتها ار خط گردن خواهندبود ؛ اما گزارشات قیمتی معمولا بسیار گسترده اند و هر وقفه در آن امکان بازگشت دوباره قیمتها را مشکل می کند و در این شرایط امکان داراد بازار خط گردن را آزمون کند.
  3. افراد با ریسک پذیري بالا ، در موقع شکسته شدن خط گردن از بازار خارج می شوند.زیرا آنها انتظار بازگشت قیمتها را ندارند.در واقع اگر قیمت به خط گردن نفوذ نماید، آنها از زیان جلوگیري کرده اند.اگر قیمت نتواند از خط گردن عبور نماید ، آنگاه باید هر چه زدوتر از بازار خارج شویم تا از زیان بیشتر جلوگیري کنیم.
  4. به خاطر انتظار بازار براي تکمیل زودهنگام این آرایش ، احتمال دارد که وضعیتهایی وجود داشته باشد که برگشتهاي سریع را بدنیال داشته باشیم.
  5. قیمت به طور تصادفی ممکن است در قیمت هدف متوقف شود.عموما ممکن است قیمت مقداري پایین تر یا بالاتر قرار گیرد.معامله گران بایستی با اطلاعات اضافی خود را براي سازگار نمودن با شرایط بعدي آماده کنند.

در آرایش دو قله بهترین کار آن است که در اولین علامت فروش از بازار خارج شد.خیلی بد است کهمنتظر دومین افزایش باشیم ، چون ممکن است هرگز اتفاق نیفتد.به هر حال حرکت به طرف دومین روندافزایش ، موقعیت دیگري براي سهامدارانی که به علائم بی اعتنا بودند بوجود می آورد تا از این سهم خارج شوند.

                                 

آرایش دو دره (کف دو قلو)

 

آرایش دو دره ، یک تصویر درون آینه از الگوي پیشین است.بنابراین ویژگی ها ، مسائل بالقوه ، علامتها ، نقطه نظرات معامله گران که در الگوي دو قله ارائه شد را به طور مشابه در این الگو به کار گیرید.دو کف تقریبا دامنه نوسان مشابهی دارند.خطی موازي خط گردن در مقابل خطی که دو کف را به هم وصل می کند کشیده می شود.دوباره ایجاد آرایش را بررسی می کنیم.پیش از آنکه قیمتها از نقطهA عبور کنند ، قیمتها با سطح حمایتی روبرو بوده اند.زمانی که این خط شکسته می شود ، این خط به یک سطح مقاومت قوي تبدیل می شود.با حرکت قیمتها در طول زمان دوباره برگشتها و پرشهایی را به سطح مقاومت خواهیم داشت.سطح حمایت پیشین و سطح مقاومت کنونی به عنوان خط گردن در اینجا مطرح می شود.قیمتها دوباره در نقاطD و C  به سوي خط گردن هجوم می آوردند ، اما حرکت آنها با برخورد با کف متوقف می شود.در این حالت در کف شکل نخستین خود را به وجود می آورد.در نهایت با تلاش موفقیت آمیز خریدارانخط گردن در نقطه E شکسته می شود و این بار قیمتها با حجم معاملات زیاد از سطح مقاومت عبور میکند.زمانی که خط مقاومت قوي شکسته شود یک برگشت دوباره قیمت را انتظار خواهیم داشت نقطه F .در این شرایط خط گردن توسط بازار آزموده می شود و نقش سطح حمایت را ایفا می کند.اگر خط حمایت در برابر فروشندگان دوام بیاورد انتظار داریم قیمتها به اندازه فاصله سر تا خط گردن افزایش یاید.

 

آرایش سه قله (سقف سه قلو) 

 

 

سقف سه قلو ترکیبی از آرایش هاي برگشتی سر و شانه و دو قلو است.بر عکس ، کف سه قلو ترکیبی از سر و شانه معکوس و کف دو قلو است.ئر نتیجه آنها در ویژگی ها ، مسائل بالقوه ، علامتها و نقطه نظرات معامله گران ، به ترتیب با سقف دو قلو و کف دوقلو مشابه هستند.

همانطور که در نمودار مشاهده میکنید ، در آرایش سقفهاي سه قلو (سه قله) ، عموما بلندي ها و قله ها تقریبا ارتفاع مشابهی دارند.یک خط موازي موسوم به خط گردن در مقابل خطی که سه بلندي E ، C ، A  را بهم وصل می کند کشیده می شود.هرگاه به عنوان یک خط مقاومت ، خط شکسته شود ، در این صورت نقش خط گردن تغییر کرده و به یک حمایت قوي در نقاط B و D تبدیل می شود.اما در نهایت این سطح حمایت شکسته می شود و باز سطح حمایت به یک سطح مقاومت قوي تبدیل می شود که برگشت قیمت را در نقطه G متوقف می کند.هدف قیمتی در سطح TP2 است که میانگین ارتفاع بلندي سه قله است و از نقطه  C تا خط گردن محاسبه می شود.

در آرایش سقف هاي سه قلو (سه قله) ، اگر آرایش در نقطه D نتواند از خط گردن عبور نماید قیمتها به تندي به سمت نقطه E حرکت می کنند.خط مقاومت یکبار دیگر این موج را نگه می دارد و قیمتها به تندي دوباره به سمت خط گردن پایین می افتند.در این سطح فشار بازار قادر است که در خط حمایت نفوذ نماید.بعد از اینکه دوباره خط گردن را تست کرد ، قیمت بار دیگر پایین می آید که سرانجام به قیمت هدف دست می یابد.

الگوي سه سقف و الگوي سه کف تشابه بسیاري با الگوي سقف هاي دوقلو و کف هاي دوقلو دارد با این تفاوت که به جاي دو قله یا دو دره سه قله و سه دره ایجاد شده است. این الگو نیز در انتهاي روند ایجاد می شود و شاهد سه سقف یا سه کف در نقاط C ،A و E هستیم. دو دره در بین این سقف ها وجود دارد و با شکسته شدن دره ها(نقاط B و D) می توان انتظار داشت بازار از حالت صعودي به نزولی تبدیل شود.

 

آرایش آرایش سه دره (کف سه قلو) 

 

برعکس الگوي قبلی، این الگو ترتیبی از ساختارهاي سر و شانه هاي معکوس و کف دو قلو است. در این مورد هم همان ویژگیها، مشکلات احتمالی، نشانه ها و نکات معاملاتی سقف دو قلو به کار برده می شود.

همانطو که در شکل زیر نشان داده شده است، در یک ساختار کف سه قلو، کف ها تقریباً یکسانند. یک خط

(خط پایه) به موازات خطی که سه کف (A و C و E) را بهم وصل می کند، رسم شده است.

سطح حمایت به عنوان یک خط حامی قطع شده است و به یک خط مقاوم براي سطوح نرخ B و D تبدیل شده است. اما نهایتاً در نقطه F قطع می شود. خط مقاوم به یک خط حامی تبدیل می شود که در نقطه G، بازار را به خط پایه برمی گرداند. نرخ مورد نظر در سطح TP2 است که میانگین ارتفاع سه کف اندازه گیري شده از نقطه C است.

                                   

    آرایش وي V 

 

ساختارهاي V یا اسپایک (spike)، نوع نادري از ساختار معکوس هستند. در تمامی الگوهاي دیگر که در این فصل راجع به آنها بحث شد، بازار سعی دارد که بعد از یک شکست نرخ ،قیمتها را دوباره به روند اصلی برگرداند. اما معکوسهاي اسپایک فاقد این خصوصیت هستند. آنها بسادگی و بدون هیچ هشداري، از یک روند به روند متقابلش تغییر موقعیت می دهند و در طی این تغییر موقعیت و یا بعد از آن، حجم زیادي از معاملات را در بر می گیرند زیرا در طی زمانی که روند اصلی باید نقدي و یا معکوس شود، موقعیت هاي فوق العاده اي به وجود می آیند.

الگوي ”وي“ V با شکسته شدن خط روند تکمیل می شود و میتوان وارد معامله شد. شاخصه اصلی این الگو بازگشت ناگهانی قیمت می باشد و بازگشت هاي داخل الگو بسیار کوتاه و موقت است. مشخصه

دیگر الگوي V شیب زیاد موج آخر حرکت روند قبلی می باشد و بازگشت ها معمولا با همان زاویه اي بر می گردد که بازار با آن شیب حرکت اصلی را آغاز کرده است.

شکل زیر ,  چگونگی ساختار کف V را نشان می دهد. خطی که در پائین نمودار رسم شده و مینیمم نرخ روند نزولی را نشان می دهد، می تواند از دیگر خطهاي قبلی و بعدي، منحصر باشد. شدید بودن هر دو روند ،نشانه قطعیت بازار در مسیر قیمت است.

 

الگوي لوزي 

 

الگو لوزي نیز در انتهاي روند به وجود می آید. بعد از یک روند صعودي یا نزولی در ابتدا شاهد سقف و کف هاي کوچک هستیم. به مرور دامنه حرکت سقف و کف ها بزرگتر می شود دوباره در اواخر الگوي اندازه سقف و کف ها بزرگتر می شود. با شکسته شدن سقف یا کف الگو وارد معامله می شویم. حد ضرر معامله ورودي از طریق این الگو با لحاظ مقداري فاصله از بالاترین سقف در حالت صعودي و با لحاظ مقداري از پایین ترین کف در حالت نزولی قرار می گیرد. حد سود اول به اندازه فاصله بزرگترین سقف و کف داخل الگو می باشد و حد سود دوم محدوده آغاز روند است.

 

نمونه الگوي الماس در بازار سرمایه غالبا کم پیدا می شود با این حال می توانید نمونه اي را در نمودار زیر ببینید که با شکسته شدن امتداد خط گردن عمیقترین دره بازار به هدف قیمتی حد سود اول رسیده است

 

الگوي سقف و کف مدور 

 

الگوهاي سقف و کف هاي مدور که الگوهاي نعلبکی هم نامیده می شوند، جزء روندهاي معکوس نادر هستند. این الگوها یک تغییر تدریجی در جهت روند و تزلزلش در پایان روند را نشان می دهند. آیا روند اصلی ادامه پیدا می کند و یا به بالاترین یا پائین ترین حد خود می رسد؟ از آنجائیکه افزایش و کاهش قیمت ها، روند را به دو جهت مختلف می کشند، معامله کند می شود. تشخیص اینکه ساختار حقیقتاً چه زمانی کامل می شود، غیر ممکن است و شما هیچ عاملی براي رونق دوباره ندارید. این خصوصیات باعث شده که این روند معکوس در بین معامله گران محبوب نباشد. همانند هر الگوي دیگري، هرچه کامل شدن سقف و یا کف مدور بیشتر طول بکشد، تمایل نرخ براي حرکت در یک جهت جدید بیشتر می شود. شکل زیر ساختار یک الگوي کف مدور را نشان داده و شکل 16-2 نمونه هاي بازار از ساختار معکوس را نشان می دهد.

الگوهاي ادامه دهنده

الگوهاي ادامه دهنده 

تحلیل گران تکنیکی ، علاوه بر الگوهاي روندهاي معکوس اصلی ، الگوهاي ادامه دهنده را هم معرفی کرده اند. این الگوها باعث تقویت روندها می شوند و شکست مورد نیاز بازار در طی یک روند شدید را منعکس می کنند. از طریق این ساختارها ، بعضی از معامله گران می توانند کل ویا قسمتی از سود خود را برداشت کنند در صورتی که دیگران در درستی جهت روند شک دارند. به طور کلی این فعالیت ها ، باعث ایجاد تثبیت قیمت می شوند که گاهی به عنوان حرکات خنثی اتفاق می افتند ، اما معمولاً در جهت مخالف روند اصلی عمل می کنند. این دوره تثبیت کاملاً کوتاه هستند. شکست ها باید به طور طبیعی در جهت روند اصلی اتفاق بیفتد.

مهمترین الگوهاي ادامه دهنده عبارتند از:

پرچم

پرچم سه گوش

مثلث

سه گوش

مستطیل ادامه دهنده

                                            الگوي پرچم 

پرچم، یک الگوي روند ادامه دهندة معتبر است که نشانه هاي مهمی بدست می دهد: جهت و نرخ مورد نظر.این ساختار شامل یک دورة ثبات کوتاه مدت در یک روند شیب دار صعودي و یا نزولی است. شیب ثبات یا درخلاف جهت شیب روند اصلی است ، ویا مسطح است. این ثبات بین یک خط حامی و یک خط مقاومت محصور شده است که این دو خط یا با هم موازي هستند(مثل یک متوازي الاضلاع) و یا به سمت هم مایل هستند که باعث می شوند الگو شبیه یک پرچم شود. روند اصلی ، میلۀ پرچم است. هنگامی که قیمت با شکست ثبات ، دوباره وارد روند شود ، هدف قیمت طول کلی میلۀ پرچم است که از سطح شکست نرخ اندازه گیري  می شود

الگوي پرچم از امتداد اتصال محدوده اي از تغییرات قیمت در میانه یک روند به وجود می آید که شیبی کم و خلاف جهت روند قبل از خود دارد. این الگو معمولا مدت زمان زیادي پایدار نمی ماند و خیلی زود شکسته می شود. با شکسته شدن امتداد خطوط الگو بازار به اندازه ابتداي روند قبلی تا نقطه آغاز اولین موج الگوي پرچم پیش روي دارد

الگوي پرچم سه گوش

 

الگوي پرچم سه گوش مانند الگوي پرچم در میانه یک روند تشکیل می شود با این تفاوت که اتصال خطوط بیشینه و کمینه در داخل الگو موازي نبوده و متقارن می باشند. شیب اتصال خطوط بیشینه و کمینه در این الگو حتما باید زیاد باشد و قبل از آن حتما روند با شیب زیاد داشته باشیم در غیر این صورت یک الگوي مثلث افزایشی را تشخیص داده ایم. در این الگو دو هدف قیمتی داریم، هدف اول مانند شکل اندازه قاعده اولین حرکت تصحیحی داخل الگو می باشد و حد سود دوم به اندازه فاصله آغاز روند صعودي قبلی تا نقطه تشکیل الگو می باشد که با شکسته شدن یکی از خطوط بالایی و پایینی الگو انتظار داریم قیمت پیش روي کند.

الگوي مثلث 

الگوي مثلث افزایشی حالتی از تغییرات قیمت است که قیمت هر بار در صعودهایش در محدوده اي از مقاومت متوقف می شود در حالی که پس از بازگشت از این محدوده مقاومت هر بار به دره یا کمینه قبل از خود نمی رسد. امتداد خطوط پایینی در اتصال به مقاومت بالایی، الگویی می سازد که نشان دهنده آغاز یک حرکت قوي بازار می باشد. تغییرات قیمت معمولا خط مقاومت در این الگو را می شکند و می توان انتظار داشت که به اندازه قاعده اولین حرکت داخل مثلث افزایشی بازار در جهت بالایی افزایش داشته باشد. این الگو معمولا بعد از یک روند افزایشی به وجود می آید با اینکه هیچ الزامی به این روند افزایشی نمی باشد.

الگوي مثلث کاهشی حالتی از تغییرات قیمت است که قیمت هر بار در نزول هایش در محدوده اي از حمایت متوقف می شود در حالی که پس از بازگشت از این محدوده حمایت هر بار به قله یا بیشینه قبل از خود نمی رسد. امتداد خطوط بالایی در اتصال به مقاومت پایینی، الگویی می سازد که نشان دهنده آغاز یک حرکت قوي بازار می باشد. تغییرات قیمت معمولا خط حمایت در این الگو را می شکند و می توان انتظار داشت که به اندازه قاعده اولین حرکت داخل مثلث کاهشی بازار در جهت پایینی کاهش داشته باشد. این الگو معمولا بعد از یک روند کاهشی به وجود می آید با اینکه هیچ الزامی به این روند کاهشی نمی باشد.

                                           الگوي مثلث  متقارن

  (Symmetrical Triangles) 

مثلث متقارن یا همسان الگویی دیگر از خانواده مثلث ها می باشد که معمولا بعد از یک روند کاهشی یا افزایشی به وجود می آید گرچه هیچ الزامی براي این مورد وجود ندارد. در این الگو حرکات صعودي و نزولی داخل الگو به حمایت ها یا مقاومت هاي قبل از خود نمی رسند به همین جهت امتداد این خطوط مثلثی متقارن را ایجاد می کند. با شکسته شدن امتداد نقاط به هم متصل شده بالایی و پایینی در الگو می توان انتظار داشت موج جدید به اندازه فاصله اولین قاعده درونی مثلث پیش روي داشته باشد.

                                          

الگوي مستطیل

 

الگوي مستطیل بعد از یک روند کاهشی یا افزایشی تشکیل می شود که امتداد خطوط بیشینه و کمینه درون آن موازي-  افقی بوده و تشکیل یک مستطیل فرضی را می دهد. حداقل دو بار قیمت ها باید به امتداد خطوط بالایی و پایینی در این الگو برخورد کرده باشد. براي حد سود انتظار داریم بعد از شکسته شدن خط بالایی در روند افزایشی و خط پایینی در روند کاهشی هدف قیمتی جدید به اندازه فاصله درونی دو خط موازي درون الگو پیش روي نماید.

الگوهای کلاسیک (ادامه دهنده

الگوهای ادامه دهنده و انواع آن

هنگامی که سهمی در روند خود حرکت می کند گاهی در میانه راه به استراحت نیاز دارد و به اصطلاح برای ادامه روند خود نفس می گیرد. این استراحت در بیشتر موارد در قالب الگوهایی انجام میگیرد که با شناسایی این الگوها می توانیم از ادامه روند قبلی مطمئن تر شویم.
انواع الگوهای ادامه دهنده عبارتند از:
1ـ مثلث
2ـ پرچم
3ـ مستطیل
4ـ کنج
5ـ سر و شانه ادامه دهنده

1_مثلث ها

الگوی ادامه دهنده مثلث بر 4 نوع است: مثلث افزایشی، کاهشی، متقارن و پهن شونده

الف) الگوی مثلث افزایشی

اﻟﮕﻮي ﻣﺜﻠﺚ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﺑﺎر در ﺻﻌﻮدﻫﺎﯾﺶ در ﻣﺤﺪوده اي از ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻣﯽ ﺷﻮد در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﺑﺎزﮔﺸﺖ از اﯾﻦ ﻣﺤﺪوده ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻫﺮ ﺑﺎر ﺑﻪ دره ﯾﺎ ﮐﻤﯿﻨﻪ ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد ﻧﻤﯽ رﺳﺪ .اﻣﺘﺪاد ﺧﻄﻮط ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ در اﺗﺼﺎل ﺑﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ، اﻟﮕﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺳﺎزد ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه آﻏﺎز ﯾﮏ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻮي ﺑﺎزار ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﻂ ﻣﻘﺎوﻣﺖ در اﯾﻦ اﻟﮕﻮ را ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ و ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻗﺎﻋﺪه اوﻟﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ داﺧﻞ ﻣﺜﻠﺚ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﺑﺎزار در ﺟﻬﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ اﻓﺰاﯾﺶ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .اﯾﻦ اﻟﮕﻮ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻌﺪ از ﯾﮏ روﻧﺪ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ اﻟﺰاﻣﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ روﻧﺪ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ

دو مثلث افزایشی در پارسان که هر دفعه باعث ادامه روند صعودی آن شده است.

مثلث افزایشی و ادامه روند صعودی در خکمک

مثلث افزایشی در لبوتان
تثبیت قیمت روی ضلع بالایی مثلث سیگنال خرید مطمئنی صادر خواهد کرد.

ب) الگوی مثلث کاهشی

اﻟﮕﻮي ﻣﺜﻠﺚ ﮐﺎﻫﺸﯽ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﺑﺎر در ﻧﺰول ﻫﺎﯾﺶ در ﻣﺤﺪوده اي از ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻣﯽ ﺷﻮد در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﺑﺎزﮔﺸﺖ از اﯾﻦ ﻣﺤﺪوده ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻫﺮ ﺑﺎر ﺑﻪ ﻗﻠﻪ ﯾﺎ ﺑﯿﺸﯿﻨﻪ ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد ﻧﻤﯽ رﺳﺪ .اﻣﺘﺪاد ﺧﻄﻮط ﺑﺎﻻﯾﯽ در اﺗﺼﺎل ﺑﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ، اﻟﮕﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺳﺎزد ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه آﻏﺎز ﯾﮏ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻮي ﺑﺎزار ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﻂ ﺣﻤﺎﯾﺖ در اﯾﻦ اﻟﮕﻮ را ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ و ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻗﺎﻋﺪه اوﻟﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ داﺧﻞ ﻣﺜﻠﺚ ﮐﺎﻫﺸﯽ ﺑﺎزار در ﺟﻬﺖ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﮐﺎﻫﺶ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .اﯾﻦ اﻟﮕﻮ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻌﺪ از ﯾﮏ روﻧﺪ ﮐﺎﻫﺸﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ اﻟﺰاﻣﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ روﻧﺪ ﮐﺎﻫﺸﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ

مثلث کاهشی در فولاد

مثلث کاهشی در کفرا

پ )  الگوی مثلث متقارن (symmetrical Triangle)

ﻣﺜﻠﺚ ﻣﺘﻘﺎرن ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺎن اﻟﮕﻮﯾﯽ دﯾﮕﺮ از ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺜﻠﺚ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﻌﺪ از ﯾﮏ روﻧﺪ ﮐﺎﻫﺸﯽ ﯾﺎ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﮔﺮﭼﻪ ﻫﯿﭻ اﻟﺰاﻣﯽ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﻣﻮرد وﺟﻮد ﻧﺪارد .در اﯾﻦ اﻟﮕﻮ ﺣﺮﮐﺎت ﺻﻌﻮدي و ﻧﺰوﻟﯽ داﺧﻞ اﻟﮕﻮ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻫﺎ ﯾﺎ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻫﺎي ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد ﻧﻤﯽ رﺳﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ اﻣﺘﺪاد اﯾﻦ ﺧﻄﻮط ﻣﺜﻠﺜﯽ ﻣﺘﻘﺎرن را اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪن اﻣﺘﺪاد ﻧﻘﺎط ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺘﺼﻞ ﺷﺪه ﺑﺎﻻﯾﯽ و ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ در اﻟﮕﻮ ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖ ﻣﻮج ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻓﺎﺻﻠﻪ اوﻟﯿﻦ ﻗﺎﻋﺪه دروﻧﯽ ﻣﺜﻠﺚ ﭘﯿﺶ روي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

د) الگوی مثلث پهن شونده(Expanding Triangle)

این الگو نسبت به الگوهای مثلث دیگر کمتر اتفاق می افتد.

مثلث پهن شونده در روند نزولی

 

2_پرچم ها

ﭘﺮﭼﻢ، ﯾﮏ اﻟﮕﻮي روﻧﺪ اداﻣﻪ دﻫﻨﺪة ﻣﻌﺘﺒﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﻣﻬﻤﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ دﻫﺪ :ﺟﻬﺖ و ﻧﺮخ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ . اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺷﺎﻣﻞ ﯾﮏ دورة ﺛﺒﺎت ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت در ﯾﮏ روﻧﺪ ﺷﯿﺐ دار ﺻﻌﻮدي و ﯾﺎ ﻧﺰوﻟﯽ اﺳﺖ .ﺷﯿﺐ ﺛﺒﺎت ﯾﺎ در خلاف جهت شیب روند اصلی است وﯾﺎ ﻣﺴﻄﺢ اﺳﺖ .اﯾﻦ ﺛﺒﺎت ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﺧﻂ ﺣﺎﻣﯽ و ﯾﮏ ﺧﻂ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻣﺤﺼﻮر ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ دو ﺧﻂ ﯾﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻮازي ﻫﺴﺘﻨند (ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﻣﺘﻮازي اﻻﺿﻼع ) و ﯾﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻫﻢ ﻣﺎﯾﻞهستند که باعث می شوند الگو شبیه یک ﭘﺮﭼﻢ شود. روﻧﺪ اﺻﻠﯽ، میله پرچم است.هنگامی که قیمت با شکست ثبات، دوﺑﺎره وارد روﻧﺪ ﺷﻮد ، ﻫﺪف ﻗﯿﻤﺖ ﻃﻮل ﮐﻠﯽ ﻣﯿﻠﮥ ﭘﺮﭼﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﺳﻄﺢ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺮخ اﻧﺪازه ﮔﯿﺮي ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻟﮕﻮي ﭘﺮﭼﻢ از اﻣﺘﺪاد اﺗﺼﺎل ﻣﺤﺪوده اي از ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ در ﻣﯿﺎﻧﻪ ﯾﮏ روﻧﺪ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ ﮐﻪ ﺷﯿﺒﯽ ﮐﻢ و ﺧﻼف ﺟﻬﺖ روﻧﺪ ﻗﺒﻞ از ﺧﻮد دارد .اﯾﻦ اﻟﮕﻮ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﺪت زﻣﺎن زﯾﺎدي ﭘﺎﯾﺪار ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ و ﺧﯿﻠﯽ زود ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد .ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪن اﻣﺘﺪاد ﺧﻄﻮط اﻟﮕﻮ ﺑﺎزار ﺑﻪ اﻧﺪازه اﺑﺘﺪاي روﻧﺪ ﻗﺒﻠﯽ ﺗﺎ ﻧﻘﻄﻪ آﻏﺎز اوﻟﯿﻦ ﻣﻮج اﻟﮕﻮي ﭘﺮﭼﻢ ﭘﯿﺶ روي دارد.

دو نوع الگوی پرچم داریم: پرچم سه گوش(Pennant) و پرچم چهارگوش (Flag)

پرچم ها از نوع الگوهای ادامه دهنده هستند و در صورت تشکیل روند قبلی خود را شارپتر ادامه می دهند.

الف)پرچم سه گوش

اﻟﮕﻮي ﭘﺮﭼﻢ ﺳﻪ ﮔﻮش ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻟﮕﻮي ﭘﺮﭼﻢ در ﻣﯿﺎﻧﻪ ﯾﮏ روﻧﺪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﺎ اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﮐﻪ اﺗﺼﺎل ﺧﻄﻮط ﺑﯿﺸﯿﻨﻪ و ﮐﻤﯿﻨﻪ در داﺧﻞ اﻟﮕﻮ ﻣﻮازي ﻧﺒﻮده و ﻣﺘﻘﺎرن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ .ﺷﯿﺐ اﺗﺼﺎل ﺧﻄﻮط ﺑﯿﺸﯿﻨﻪ و ﮐﻤﯿﻨﻪ در اﯾﻦ اﻟﮕﻮ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ زﯾﺎد ﺑﺎﺷﺪ و ﻗﺒﻞ از آن ﺣﺘﻤﺎ روﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﯿﺐ زﯾﺎد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ در ﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﯾﮏ اﻟﮕﻮي ﻣﺜﻠﺚ اﻓﺰاﯾﺸﯽ را ﺗﺸﺨﯿﺺ داده اﯾﻢ .در اﯾﻦ اﻟﮕﻮ دو ﻫﺪف ﻗﯿﻤﺘﯽ دارﯾﻢ، ﻫﺪف اول ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﮑﻞ اﻧﺪازه ﻗﺎﻋﺪه اوﻟﯿﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺗﺼﺤﯿﺤﯽ داﺧﻞ اﻟﮕﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﺣﺪ ﺳﻮد دوم ﺑﻪ اﻧﺪازه ﻓﺎﺻﻠﻪ آﻏﺎز روﻧﺪ ﺻﻌﻮدي ﻗﺒﻠﯽ ﺗﺎ ﻧﻘﻄﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ اﻟﮕﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪن ﯾﮑﯽ از ﺧﻄﻮط ﺑﺎﻻﯾﯽ و ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ اﻟﮕﻮ اﻧﺘﻈﺎر دارﯾﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺶ روي ﮐﻨﺪ.

ب) الگوی پرچم چهارگوش

3_الگوی مستطیل

این الگو از الگوهای ادامه دهنده می باشد اما اگر در جهت روند قبلی ضلع مستطیل را بشکند. بطور کلی ترید در داخل یک مستطیل توصیه نمی شود چون ریسک بالایی دارد و هر لحظه ممکن است یکی از اضلاع آن شکسته شود. بعنوان مثال در شکل زیر اگر سقف مستطیل شکسته شود سهم به روند صعودی قبلی خود ادامه می دهد اما اگر کف مستطیل شکسته شود آنگاه با یک الگوی سقف 2یا3 قلو طرف هستیم که از نوع الگوهای بازگشتی است.

4_الگوی کنج

 

 

حمایت ومقاومت

حمایت

حمایت ها نقاطی هستند که سهم نسبت به آن واکنش نشان داده و شاهد توقف ریزش و شروع صعود خواهیم بود.

مقاومت

نقاطی هستند که سهم توانایی رشد بیشتر از آن را نداشته و شاهد ریزش از آن نقطه خواهیم بود.

بنابراین معامله عاقلانه به گونه ای است که خریدها در سطوح حمایتی و انتهای ریزش ها صورت گیرد و فروش ها در سطوح مقاومتی جایی که احتمال صعودِ بیشتر کمرنگ می شود انجام گیرد.
لازم به توضیح است هنگامی که مقاومتی رو به بالا شکسته می شود و روی آن تثبیت می شود پتانسیل سهم برای رشد، بیشتر می شود و سطح مقاومتی هم اکنون نقش حمایتی برای سهم ایفا می کند.
برعکس هنگامی که حمایتی رو به پایین می شکند سهم مستعد ریزش بیشتر است و اصطلاحاً سطح حمایتی به مقاومت جدید تبدیل می شود. دلیل این تبدیل ها، تغییر سهامداران است چون اکثر ترکیب سهامداران در همین سطوح تغییر می کند.

 

 

ﭼﻨﺪ ﻧکﺘﻪ :

1. ﻃﻮل ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﻗﻴﻤﺖ در ﺁن ﺳﻄﺢ ﻣﻮردحمایت یا ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻗﺭار ﻣﯽ ﮔﻴﺭد ﺧﻴﻠﯽ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ و هر ﭼﻪ اﯾﻦ زﻣﺎن ﺑﻴﺸﺘﺭ ﺑﺎﺷﺪ اﻋﺘﺒﺎر ﺁن ﺳﻄﺢ هﻢ ﺑﻴﺸﺘﺭ اﺳﺖ .

2.حجم ﻣﻌﺎﻣﻼت در ﺳﻄﻮح حمﺎﯾﺖ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺧﻴﻠﯽ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ، درصورتی شکستن یک سطح ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﯾﺎ حمﺎﯾﺖ اﻋﺘﺒﺎر ﺑﺎﻻﯾﯽ دارد ﮐﻪ ﺑﺎ حجم ﺑﺎﻻ ﺑﺸکﻨﺪ .

3. وﻗﺘﯽ ﺳﻄﺤﯽ  می ﺷکند ﺑﻪ اندازه ٣%(حداقل)  ﺑﺎﯾﺪ در ﺁن ﻧﻔﻮذ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ در ﺑﺎزار اﯾﺭان ﻣﯽ ﺷﻮد  2 روز ﮐﺎرﯼ وﮔﺭﻧﻪ اﻋﺘﺒﺎر ندارد.

تعریف روند و کاربرد آن

روندها و انواع آن
نقاط پیووت مینور و ماژور
هر تکنیکالیستی برای شروع تحلیل نیاز دارد تا یک سری نقاط رو به عنوان نقاط مهم شناسایی و بر اساس این نقاط روند ها رو تشخیص و یا ابزار ها را رسم کند در علم تکنیکال به این نقاط کلیدی پیووت گفته میشود. پیووت ها نقاطی هستند که چرخشها و تغییر جهت ها در آنها شکل میگیرد. به عبارت علمی تر پیووت مجموعه سه کندل هم راستاست که در جهت خلاف روند قبلی شکل میگیرند.
پیووت مینور
پیووت هایی هستند که برگشت قیمتی محدودی رو شاهد هستیم و در اصطلاح عام نوسانات کوچک خطابشان می کنیم که مورد علاقه نوسان گیران است. اصلاح های کوچکی که در آن ها شاهد توقف کوتاه مدت روند اصلی هستیم و از دید تکنیکال ارزش و اعتبار خاصی ندارند و نباید این نقاط رو مرجعی برای رسم خط روند یا الگو ها قرار داد.
پیووت ماژور
برگشت های بزرگی هستند که در این نقاط جهت روند عوض میشه و روند های نزولی تبدیل به روند های صعودی و یا بلعکس میشوند و این نقاط مهم باید توسط تکنیکالیست شناسایی و بر اساس آنها خط روند ها و کانال ها و یا الگو ها رسم شوند. پس به عبارت ساده تر پیووت های مینور نوسانات کوتاه و بی اعتباری هستند که در تعیین الگو های نموداری نقش موثری ندارند.

پیوت های ماژور دو ویژگی خاص دارند:
1ـ در این نقاط تغییر فاز مَکد شکل میگیرد
2 ـ روند جدید شکل گرفته در نقطه ماژور38 درصد روند قبلی رو اصلاح می کند
باید توجه داشت که پیووت های ماژور در انتهای یک روند شکل می گیرند و روند جدیدی را شروع میکنند. توجه داشته باشید که برای شناسایی نقاط معتبر باید هر دو شرط در کنار هم رعایت شده باشد.

روند،جهت حرکت بازار را مشخص می کند.

3 نوع روند داریم: روند صعودی و روند نزولی و روند خنثی

توجه داشته باشید در بازار همواره روند صعودی نیست یا همواره روند نزولی نیست بازار همیشه دارای نوساناتی هست که عرضه و تقاضا آن را مشخص می کند. برآیند همین نوسانات مثبت و منفی است که روند را مشخص می کند.

1ـ روند صعودی: در این روند برآیند نزول ها و صعودهای کوچک، صعودی است. معمولا در این  روند سقف های بالاتر تشکیل می شوند و کف های جدید از کف های قبلی بالاتر قرار می گیرند.

 

2ـ روند نزولی: برآیند نزول ها و صعودهای کوچک، نزولی است. در این روند کف ها و سقف هایپایینتر تشکیل می شوند.

3ـ روند خنثی: بازار در محدوده قیمتی ثابتی در حال نوسان است که نه نزول می کند و نه صعود. این نوع بازار نشاندهنده بلاتکلیفی و سردرگمی معامله گران است. ترید در این نوع بازار پرریسک تلقی می شود.

همواره توصیه می شود خرید در روند صعودی انجام شود، فروش در روند نزولی انجام شود و در بازار خنثی معامله انجام نشود و منتظر مشخص شدن روند بازار باشیم.

توجه داشته باشید هر روند می تواند بخشی از روند بزرگتر باشد. مثلا یک روند نزولی می تواند ،در دوره های زمانی بزرگتر جزء کوچکی باشد و در زمان بزرگتر برآیند صعودها و نزول ها صعودی و در نتیجه روند صعودی باشد. به عبارتی ساده تر یک روند نزولی کوتاه مدت می تواند در دل یک روند صعودی بلند مدت باشد که به آن اصلاح قیمتی می گویند. معمولا فواصل زمانی کمتر از 3هفته را کوتاه مدت،بین 3 هفته تا 6 ماه را میان مدت و بیشتر از 6 ماه بلند مدت می گویند.

 

خطوط روند
خط روند صعودی خطی است که در یک روند صعودی کف ها را به هم متصل می کند و خط روند نزولی خطی است که در یک روند نزولی سقف ها را به همدیگر متصل می کند. ترسیم خط روند در تحلیل تکنیکال بسیار مهم است و کمک زیادی به درک روند آتی سهم می کند.
توجه داشته باشید که در روندهای صعودی، نقطه برخورد سهم با خط روند صعودی حکم حمایت برای آن دارد و در روندهای نزولی نقاط برخورد سهم با خط روند نزولی حکم مقاومت برای آن دارد. بدیهی است در صورت شکست خط روند صعودی رو به پایین زنگ خطر به صدا در می آید و در صورت تثبیت قیمت زیر خط روند سیگنال خروج صادر می گردد. همچنین اگر خط روند نزولی رو به بالا شکسته شود سیگنال خرید مطمئنی خواهد بود زیرا نشان از تغییر روند سهم دارد.
برای رسم این خطوط داشتن تنها 2 نقطه کفایت می کند.آنها را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم.

برای خط روند صعودی داشتن حداقل 2 نقطه کف که دومی از اولی بالاتر باشد نیاز داریم.

همچنین برای خط روند نزولی داشتن حداقل 2 سقف که سقف دوم پایینتر از سقف اول باشد مورد نیاز است.

نکته: هرچه تعداد برخوردها با خط روند بیشتر باشد اعتبار آن بیشتر خواهد بود و شکست آن سختتر.

 

نکته 1: لازمه تثبیت شدن بالا یا پایین خط روند، تشکیل یک کندل کامل بالا یا پایین آن خط  روند است.
نکنه2: معمولا پس از شکست خط روند سهم یک برگشت به سطح شکسته شده دارد و به نوعی می خواهد آن را تست کند و سپس به راه خود ادامه می دهد که به آن پولبک می گوییم.

 

نکته 3: در مواردی که شیب خط روند زیاد باشد (بیشتر از 44 درجه) امکان دارد در بعضی مواقع خط روند بشکند اما دوباره برگردد و روند عوض نشود. این اتفاق عجیب نیست و در بازار ممکن است اتفاق بیفتد. در این مواقع باید خط روند جدید ترسیم کرد. شیب استاندارد خط روندها معمولا تا 45 درجه می باشد.

خط روند با شیب بیشتر از 45 درجه.

کانال و کانالیزه کردن روند
هنگامی که روند سهمی بین 2 خط موازی پیش برود می توان برای آن یک کانال در نظرگرفت.شناسایی کانال برای یک تریدر بسیار مهم است و می تواند در فواصل کف تا سقف کانال نوسان های خوبی بگیرد.
ترسیم کانال بسیار ساده است. قبلا ترسیم خط روند را فرا گرفتید حال کافیست خطی موازی خط روند رسم کنید بطوری که قیمت بین این 2 خط موازی قرار بگیرد.
نکته 1: هنگامی می توانیم یک کانال را معتبر بدانیم که حداقل 5 برخورد با 2 سطح بالا و پایین کانال داشته باشد.
نکته 2: هرچه تعداد برخوردهای سهم با سطوح کانال بیشتر باشد اعتبار کانال بیشتر خواهد بود.
نکته3 : شکست کف کانال صعودی به سمت پایین زنگ خطر را به صدا در می آورد و باید هشیار بود اگر زیر آن تثبیت شود روند صعودی به نزولی تبدیل می شود.
نکته4: شکست سقف کانال صعودی بیانگر رشد بیش از پیش سهم خواهد بود و می بایست کانال جدید ترسیم شود.
نکته 5: در صورت شکست کف یا سقف کانال قیمت به اندازه عرض کانال صعود یا نزول خواهد داشت.مثلا اگر عرض کانال به اندازه 200 تومان بودو سقف کانال در قیمت 300 تومان شکسته شد سهم پتانسیل رشد تا 500تومان را خواهد داشت.

نکته6: معمولاً پس از شکست سقف یا کف کانال سهم حتما یک پولبک به سطح شکسته شده خواهد داشت که فرصت معاملاتی خوبی فراهم می سازد.
نکته7: نواحی نزدیک به سقف کانال حکم مقاومت و نواحی نزدیک به کف کانال حکم حمایت دارند. همواره توصیه می شود در کف کانال اقدام به گرفتن پوزیشن خرید و در سقف کانال پوزیشن فروش بگیرید.
نکته8: در کانال صعودی هنگامی که سهم نتواند قله بالاتر از قله قبلی خود بزند باید هشیار بود که احتمال شکست کانال از کف آن وجود دارد.
کانال ها به 3 نوع هستند که عبارتند از : کانال صعودی، کانال نزولی و کانال افقی

کانال صعودی

کانال نزولی

کانال افقی

 

ترید در کانال ها

دو نوع استراتژی معاملاتی در کانال ها وجود دارد.

الف) خرید و فروش در کف و سقف کانال (Range Trading)

هنگامی که سهم به کف کانال یعنی حمایت آن نزدیک می شود پوزیشن خرید گرفته و حد سود خود را روی سقف کانال قرار می دهیم. هنگامی که قیمت به سقف کانال می رسد پوزیشن فروش گرفته و خارج می شویم فارغ از اینکه می تواند سقف کانال را بشکند یا خیر.

ب) خرید و فروش براساس شکست سقف یا کف کانال (Breakout Trading)

استراتژی ب مطمئن تر و با ریسک کمتری است. به صورتی که تریدر صبر می نماید تا سقف کانال شکسته شود سپس پوزیشن خرید می گیرد. همانطور که قبلا بیان شد شکست سقف یا کف کانال سیگنال مطمئنی مبنی بر صعود یا نزول سهم است. این تریدر حد سود خود را به اندازه عرض کانال بالاتر قرار می دهد و هر دفعه که سویینگ جدیدی شکل بگیرد استاپ خود را بالاتر می آورد.

انواع نمودارها

ساختار نمودار و انواع آن

همانگونه که بیان شد برای تحلیل نیاز به چارت یا نمودار داریم.به طور کلی 4 نوع نمودار داریم:

1ـ نمودار میله ای 
به صورت یک میله می باشد و اطلاعاتی از قبیل قیمت باز شدن، بسته شدن و دامنه نوسان قیمتی را می توان از آن دریافت کرد.

 

 

 

2ـ نمودار خطی
نمودار بصورت خطی ممتد و پیوسته است. این نمودار از وصل نمودن قیمت های پایانی بهم تشکیل می شود.

 

 

 

3ـ نمودار شمعی
معروف ترین و پراستفاده ترین نمودار، نمودار شمعی ژاپنی (Candle Stick) می باشد. این نمودار نیز اطلاعاتی از قبیل قیمت باز شدن، بسته شدن و دامنه نوسان قیمتی در بازه زمانی مورد نظر را نشان می دهد. اگر قیمت باز شدن سهم پایینتر از قیمت بسته شدن آن باشد (به عبارتی سهم با افزایش قیمت روبرو شده باشد) کندل تو خالی یا سفید و اگر قیمت باز شدن سهم بالاتر از قیمت بسته شدن آن باشد سهم با کاهش قیمت روبرو شده و کندل آن توپر یا مشکی خواهد بود. البته در نرم افزارهای مختلف، می توان رنگ مورد دلخواه خودتان را بر روی کندل ها انتخاب کنید اما رنگ های مرسوم آنها مشکی و سفید هستند. قسمتی از کندل که بیرون از محدوده قیمت های باز و بسته شدن قرار می گیرد سایه (shadow) نامیده می شود.

 

 

4ـ نمودار نقطه و شکل
این نمودار بین معامله گران از محبوبیت کمتری برخوردار است و کمتر کسی از آن استفاده میکند. در این نمودار  علامت های x بیانگر افزایش قیمت و علامت های o به معنای کاهش قیمت می باشد.

 

معرفی تحلیل تکنیکال مقدماتی

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال بر سه اصل اساسی بنا شده است:
1_همه چیز در قیمت لحاظ شده است .
2_قیمت ها بر اساس روند ها تغییر می کند.
3_تاریخ تکرار می شود.

تحلیلگر تکنیکال باید بتواند تنها با یک چارت بازار را تحلیل و آن را درک کند. مهم نیست چه پدیده هایی و چه اتفاق هایی در جای دیگر در حال رخ دادن است. او باید بتواند با استفاده از نموداری که در دست دارد با کمک ابزارها و نرم افزارهای تحلیلگری که وجود دارد آینده سهم را پیش بینی نماید و بگوید محتمل ترین اتفاقی که برای سهم خواهد افتاد چیست.
منظور از بند اول این است که هر عاملی که بتواند بر قیمت تاثیر بگذارد مانند سیاست، عوامل اقتصادی و بنیادی و … در قیمت سهم لحاظ شده است و تحلیلگر اخبار مثبت و منفی پیرامون سهم را در قیمت آن می بیند و به آنها توجهی ندارد. بیشتر اوقات در آغاز یک روند و یا در هیچ کس بطور قطع دلیل این تغییر جهت را ، تغییر روند بازار از صعودی به نزولی یا بالعکس نمیداند ولی تحلیل گر تکنیکال به سادگی و با استفاده از الگوها می تواند این تغییر را به موقع شناسایی کند و اهداف آن را مشخص کند.

هدف از رسم نمودار یک سهم، شناسایی روند و پیشبینی جهت حرکت آن است. این معنی بند دوم است. هنگامی که روند روی نمودار سهم نشان از یک روند صعودی است پس در آینده شاهد افزایش قیمت سهم خواهیم بود.

بند سوم از فرضیات تحلیل تکنیکال این است که سهم گذشته خود را تکرار می کند به عنوان تومان به 211 تومان رسیده و سپس از 211 تومان به 111مثال اگر سهمی در یک روند صعودی از تومان 251 تومان تا 151 تومان کاهش پیدا کرده، طبق این فرض این سهم پتانسیل اینکه از 151 بند و 3رشد نماید را دارد. به عبارتی سهم تمایل دارد تا گذشته خود را تکرار کند. به کمک این ابزارهایی که وجود دارد تحلیلگر تکنیکال می تواند تحلیلی ارائه کند که محتمل ترین روند آتی سهم را نشان دهد و ریسک معاملاتی را به حداقل برساند.

بطور کلی دو نوع تحلیل داریم : تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی.
هدف از تحلیل بنیادی، تعیین ارزش واقعی سهام (ارزش ذاتی) شرکت هاست. این نوع تحلیل معمولا بر اطلاعات و آمار کلیدی مندرج در صورت های مالی شرکت ها تمرکز می نماید تا مشخص کند آیا قیمت سهام به درستی ارزشگذاری شده است یا خیر. بخش قابل ملاحظه ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصاد ملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد.